← اتی که باید به ثبت برسد به موجب نظامنامه معین خواهد کرد.
قوانین
بخش 12 - مقررات مختلف مرتبط به شرکتهای سهامی
ماده 270
ماده 270 - هرگاه مقررات قانونی درمورود تشکیل شرکت سهامی یا عملیات آن یا تصمیماتی که توسط هریک ازارکان شرکت اتخاذ می گردد رعایت نشود برحسب مورد بنا به درخواست هرزینفع بطلان شرکت یا عملیات یا تصمیمات مذکوربه حکم دادگاه اعلان خواهد شد لیکن موسسین ومدیران و بازرگان و صاحبان سهام شرکت نمی توانند در مقابل اشخاص ثالث به این بطلان استناد نمایند.
ماده 271
ماده 271 - در صورتی که قبل از صدور حکم بطلان شرکت با بطلان عملیات یا تصمیمات آن در مرحله بدوی موجبات بطلان مرتفع شده باشد دادگاه قرارسقوط دعوای بطلان را صادر خواهد کرد.
ماده 272
ماده 272 - دادگاهی که دعوای بطلان نزد آن اقامه شده است میتواند بنا به درخواست مهلتی که از ششماه بیشترنباشد برای رفع موجبات بطلان تعیین نماید. ابتدای مهلت مذکور تاریخ وصول پرونده از دفتر به دادگاه است. در صورتی که ظرف مهلت مقررموجبات بطلان بر طرف نشده باشد دادگاه حکم مقتضی صادر خواهد کرد.
ماده 273
ماده 273 - در صورت صدور حکم قطعی بر بطلان شرکت یا بطلان عملیات یا تصمیمات شرکت کسانی که مسئول بطلان هستند متضامناً مسئول خسارتنی خواهد بود که از آن بطلان به صاحبان سهام و اشخاص ثالث متوجه شده است.
ماده 274
ماده 274 - دادگاهی که حکم بطلان شرکت را صادر مینماید باید ضمن حکم خود یک یا چند نفر را عنوان مدیر تصفیه تعیین کند تا بر طبق مقررات این قانون انجام وظیفه نمایند.
ماده 275
ماده 275 - در هر مورد که براثر انحلال یا بطلان شرکت مدیر تصفیه باشد از طرف دادگاه تعیین شود و مدیریا مدیران تصفیه ای که توسعه دادگاه تصفیه حاضربه قبول سمت مدیریت تصفیه نباشد دادگاه امر تصفیه را به اداره تصفیه امور و رشکستگی حوزه خود ارجاع مینماید.
تبصره
تبصره - تعیین حق الزحمه مدیریا مدیران تصفیه ای که توسعه دادگاه تعیین میشد بعهد دادگاه است.
ماده 276
ماده 276 - شخص یا اشخاصی که مجموع سهام آنها حداقل یک پنج مجموع سهام شرکت باشد میتواند در صورت تخلف یا تقسیر رئیس واعضاء هیئت مدیره و یامدیرعامل بنام و از طرف شرکت و به هزینه خود علیه رئیس یا تمام یا بعضی از اعضاء هیئت مدیره و مدیریاعمل اقامه دعوی نمایند و جبران کلیه خسارات وارد به شرکت را از آنها طالبه کند.
در صورت محکومیت رئیس یا هریک از اعضاء هیئت مدیره یا مدیریاعمل به جبران خسارات شرکت و پردخات هزینه دادرسی حکم بنفع شرکت اجراء و هزینه ای که از طرف اقامه کنده دعوی پردخات شده ازمبلغ محکوم به وی مسترد خواهد شد.
ماده 277
ماده 277 - مقررات اساسنامه و تصمیمات مجمع عمومی نباید بنحوی از انحاء حق صاحبان سهام را در مورد اقامه دعوای مسئولیت علیه مدیران شرکت محصول نماید.
ماده 278
ماده 278 - شرکت سهامی خاص در صورتی میتواند به شرکت سهامی عام تبدیل شود که اولاً موضوع به تصویب مجمع عمومی فوق العاده شرکت سهامی خاص رسیده باشد ثانیاً سرمایه آن حداقل به میزانی باشد که برای شرکتهای سهامی عام مقرر شده است و یا شرکت سرمایه خود را به میزان مذکور فرازیش دهد. ثالثاً دوسال تمام از تاریخ تاسیس و ثبت شرکت گذشت و دوترازنامه آن به تصویب مجمع عمومی صاحبان سهام رسیده باشد. رابعاً اساسنامه آن با رعایت مقررات این قانون در مورد شرکتهای سهامی عام تنظیم یا اصلاح شده باشد.
ماده 279
ماده 279 - شرکت سهامی خاص باید طرف یکماه از تاریخ که مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام تبدیل شرکت را تصویب کرده است صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده را به ضمیمه مدارک زیربه مرجع ثبت شرکتها تسلیم کند.
1 - اساسنامه که برای شرکت سهامی عام تنظیم شده و به تصویب مجمع عمومی فوق العاده رسیده است.
2 - دوترازنامه و حساب سود و زیان مذکور ماده 278 که به تأیید حسابدار رسمی رسیده باشد.
3 - صورت دارایی شرکت در موقع تسلیم مدارک به مرجع ثبت شرکتها که متضمن تقویم کلیه اموال منقول و غیر منقول شرکت بوده و به تائید کارشناس رسمی وزارت دادگستری رسیده باشد.
4 - اعلامیه تبدیل شرکت که باید به امضاء دارندگان امضای مجاز شرکت رسیده و مشتمل بر نکات زیر باشد.
الف - نام و شماره ثبت شرکت.
ب - موضوع شرکت و نوع فعالیتهای آن.
ج - مرکز اصلی شرکت و در صورتی که شرکت شعبی داشته باشد نشانی شعب آن.
د - در صورتی که شرکت برای مدت محدود تشکیل شده باشد تاریخ انقضای مدت آن.
ه - سرمایه شرکت و مبلغ پردخات شده آن.
و - اگر سهام ممتاز منتشرشده باشد تعداد وامتیازات آن.
ز - هویت کامل رئیس واعضاء هیئت مدیره ومدیریاعمل شرکت.
ح - شرایط حضور وحق رای صاحبان سهام در مجمع عمومی.
ط - مقررات اساسنامه راجع به تقسیم سود و تشکیل اندوخته.
ی - مبلغ دیون شرکت وهمچین مبلغ دیون اشخاص ثالث که توسط شرکت تضمین شده است.
ک - ذکر نام روزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه ها و آگهی های شرکت درآن درج می گردد.
ماده 280
ماده 280_ مرجع ثبت شرکت پس ازوصول مدارک مذکور در ماده 279 و تطبیق مندرجات آنها با قانون تبدیل
شرکت را ثبت ومراتب را به هزینه شرکت آگهی خواهد نمود.
ماده 281
ماده 281_ درآگهی تبدیل شرکت باید کلیه مندرجات اعلامیه تبدیل شرکت ذکر گرد وقید شود که اساسنامه
شرکت ودوترزانمها وحساب سود وزیان آن مربوط به دوسال قبل ازاتخاذ تصمیم نسبت به تبدیل شرکت وهمچین
صورت دارایی شرکت واموال منقول وغیرمنقول آن درمرجع ثبت شرکتها ودرمرکزشرکت برای مراجعه علاقمندان
آماده می باشد آگهی تبدیل شرکت باید علاوه برروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های شرکت درآن درج می گردد
اقلا دریک روزنامه کثیرالانتشار دیگرنیازآگهی شود.
ماده 282
ماده 282_ شرکت سهامی خاص که بخواهد با افزایش سرمایه به شرکت سهامی عام تبدیل شود باید سهام جدید
خود را که درنتیجه افزایش سرمایه بوجود می آید با رعایت مواد 173 لغایت 182 و ماده 184 این قانون برای
پذیره نویسی عمومی عرضه نماید.مرجع ثبت شرکتها دراین مورد پس ازوصول تقاضا ومدارک مربوط به تبدیل
شرکت سهامی خاص به شرکت سهامی عام وتطبیق آنها با مقررات قانون درصوری که شرکت بتواند با افزایش
سرمایه ازطریق پذیره - نویسی عمومی به شرکت سهامی عام تبدیل شود اجازه انتشاراعلامیه نویسی سهام را
صادرخواهد نمود.دراعلامیه پذیره نویسی باید شماره وتاریخ اجازه نامه مزبورقید گردد.
ماده 283
ماده 283_ درصوری که سهام جدیدی که به ترتیب مذکور درماده قبل عرضه شده است تمام تادییه نشود شرکت
نمی تواند به شرکت سهامی تبدیل گردد.
ماده 284
ماده 284_ شرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون باید ظرف سه سال ازتاریخ اجرای این قانون
بصورت شرکت سهامی خاص یا شرکت سهامی عام درآیند وضع خود را با مقررات این قانون تطبیق دهدن یا بنوع
دیگری ازانواع شرکتهای تجارتی مذکوردقانون تجارت مصوب اردیبهشت ماه 1311 تبدیل شوند والا منحل
محسوب خواهند شد وازلحاظ مقررات انحال مشمول قانون تجارت مصوب اردیبهشت 1311 خواهد بود.
تا هنگامیکه شرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون ظرف سه سال وضع خود را با مقررات این قانون
تطبیق نداده اند تابع مقررات مربوط به شرکتهای سهامی مذکوردقانون تجارت مصوب اردیبهشت 1311 ومقررات
اساسنامه خود خواهند بود.
تطبیق وضع شرکت با مقررات این قانون وقتی محقق می شود که مرجع ثبت شرکتها پس ازاحراصحت تطبیق
مراتب را ثبت و به هزینه شرکت آگهی کرده باشد.به استثنای هزینه آگهی اجرای این ماده درصورت عدم افزایش
سرمایه شرکت مستلزم پرداخت هیچگونه هزینه دیگری نیست ودرصورت افزایش سرمایه هزینههای مربوط فقط
شامل میزان افزایش سرمایه می شود.
ماده 285
ماده 285_ تغییراساسنامه هریک ازشرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون به منظورتطبیق وضع آنها
با مقررات این قانون استثنائی ممکن است بموجب تصمیم مجمع عمومی عادی صاحبان سهام شرکت صورت گیرد
مگردرمورد افزایش سرمایه که باید به تصویب مجمع عمومی فوق العاده برسد.ترتیب دعوت تشکیل وحد نصاب
واکثریت لازم برای مجامع عادی وفوق العاده به منظور تطبیق وضع شرکت با مقررات این قانون تابع مقررات تجارت
مصوب اردیبهشت 1311 درمورد شرکتهای سهامی وهمچنین اساسنامه معتربشرکتهای موجود درتاریخ تصویب
این قانون می باشد.
ماده 286
ماده 286_ برای آنکه شرکتهای سهامی مورود درتاریخ تصویب این قانون بتوانند بصورت شرکت خاص
درآیند باید اولا سرمایه آنها حداقل به میزانی باشدکه برای شرکتهای سهامی خاص مقررشده است یا سرمایه خود
را با رعایت مقررات این قانون درمورد افزابش سرمایه شرکت سهامی خاص به آن میزان افزایش دهدن ثانیا
اساسنامه خود را به منظور تطبیق با مقررات این قانون اصلاح کرده مراتب را به مرجع ثبت شرکتها اعلام
نمایند. مرجع ثبت شرکته پاس ازاحراصحت تطبیق وضع شرکت با مقررات این قانون مراتب را نبت و به هزینه شرکت آگهی خواهد نمود.
ماده 287
ماده 287 برای آنکه شرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون بتواند بصورت شرکت سهامی عام درآید باید اولا سرمایه آنها به میزانی باشدکه برای شرکتهای سهامی عام مقررشده است یا سرمایه خود را با رعایت مقررات این قانون درمورد افزایش سرمایه شرکت سهامی عام به آن میزان افزایش دهد. ثانیا درتاریخ تبدیل شرکت به شرکت سهامی عام یکسال ازثبت شرکت گذشته ویک ترازنامه آن به تصویب مجمع عمومی عادی رسیده باشد. ثالثا اساسنامه خود را با مقررات این قانون وفق دهد.
ماده 288
ماده 288 درصورت که شرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون بخواهند برای تطبیق وضع خود با مقررات این قانون به افزایش سرمایه مبادرت کنند درصورت که تمامی مبلغ اسمی سهام قبلی آنها تادیه نشد به باشد نسبت مبلغ پرداخت شده قبلی نسبت به هرسهم درمورد سهام جدید نیزلازم الرعایه است ودرهرحال این نسبت نمی تواند ازسی وبنج درصد مبلغ اسمی سهام کمترباشد. درموارد مذکور دراین ماده رعایت ماده 165 این قانون درمورد تادیه تمامی سرمایه قبلی شرکت الزامی نیست.
ماده 289
ماده 289 شرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون که بخواهند ازطریق افزایش سرمایه به شرکت سهامی عام تبدیل شوند باید سهام جدید خود را درنتیجه افزایش سرمایه بوجود می آید با رعایت مقررات این قانون برای پذیره نویسی عمومی عرضه نمایند.
ماده 290
ماده 290 درصورت که سهام جدیدی که به ترتیب فوق عرضه شده است تمامیا تعهد نشود ومبغنی که باید برطبیق مقررات این قانون تادیه گردد تادیه نشود شرکت نمی تواند به شرکت سهامی عام تبدیل گردد.
ماده 290
ماده 290_ شرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون که بخواهند به شرکت سهامی عام تبدیل شوند وبه این منظور به افزایش سرمایه مبادرت کنند باید مدارک زیررا به مرجع ثبت شرکتها تسلیم نمایند.
1_ اساسنامه ای که برای شرکت سهامی عام به تصویب مجمع عمومی عادی یا فوق العاده رسیده است.
2- صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده که افزایش سرمایه را مورد تصویب قرارداده است.
3_ صورت دارائی شرکت درموقع تسلیم مدارک به مرجع ثبت شرکتها.صورت مزبورباید متضمن تقویم کلیه اموال منقول وغیرمنقول شرکت بوده به تأیید کارشناس رسمی ووزاره دادگستری رسیده باشد.
4_ طرح اعلامیه پذیره نویسی سهام جدید که باید به ترتیب مقرردر ماده 172 این قانون تنظیم شده باشد.
5- آخرین ترازنامه وحساب سود وزیان شرکت که باید به تصویب مجمع عمومی وتایید حسابدار رسمی رسیده باشد.
ماده 291
ماده 291_ مرجع ثبت شرکته پاس ازوصول مدارک مذکور درماده قبل وتطبیق مندرجات آنها با قانون اجازه انتشار عالمیه پذیره نویسی سهام جدید را صادخواهد نمود.
ماده 292
ماده 292_ کلیه مقررات مذکور درمواد 177 لغایت 181 این قانون برای تحقیق افزایش سرمایه وتبدیل شرکت سهامی به شرکت سهام عام لازم الرعایه است، درآگهی مربوط ضمن ذکرافزایش سرمایه موضوع تبدیل نیزقید خواهد شد.
ماده 293
ماده 293_ درصورت عدم تحقیق افزایش سرمایه برطبق ماده 182 این قانون عمل خواهد شد. درهرصورت شرکت باید درمهلت مذکور در ماده 284 وضع خود را با مقررات این قانون تطبیق دهد.
ماده 293
ماده 293_ شرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون که سرمایه آنها حداقل به میزان سرمایه شرکتهای سهامی عام مذکور دراین قانون باشد وبخواهند به شرکت سهامی عام تبدیل شوند باید مدارک زیررا به مرجع ثبت شرکتها تسلیم کنند.
1- اساسنامه ای که برای شرکت سهامی عام به تصویب مجمع عمومی عادی با فوق العاده رسیده است.
2- صورت دارایی شرکت درموقع تسلیم مدارک به مرجع ثبت شرکتها که باید متضمن تقویم کلیه اموال منقول
غیرمنقول شرکت بوده وبه تأیید کارشناس رسمی وزارت دادگستری رسیده باشد.
3- آخرین ترازنامه وحساب وسود وزیان شرکت که باید به تصویب مجمع عمومی وتأیید حسابدار رسمی رسیده باشد.
4- اعلامیه تبدیل شرکت سهامی به شرکت سهامی عام که باید به امضاء دارندگان امضامجاز شرکت رسیده ومستمل برنکات زیرباشد:
الف - نام وشماره ثبت شرکت.
ب- موضوع شرکت ونوع فعالیتهای آن.
ج- مرکزاصلی شرکت ودرصورتی که شرکت شعبی داشته باشد شانی شعب آن.
د - درصورتی که شرکت برای مدت محدود تشکیل شده باشد تاریخ انقضای مدت آن.
ه- سرمایه شرکت ومبلغ پرداخت شده آن.
و- اگرسهام ممتاز منتشرشده باشد تعداد وامتیازات آن.
ز - هویت کامل رئیس واعضاء هیئت مدیره ومدیرعامل شرکت.
ح - شرایط حضورحق رای صاحبان سهام درمجامع عمومی.
ط- مقررات اساسنامه راجع به تقسیم سود وتشکیل اندوخته.
ی - مبلغ دیون شرکت وهمچین مبلغ دیون اشخاص ثالث که توسط شرکت تضمین شده است.
ک- ذکر نام روزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه ها وآگهی های شرکت درآن درج می گردد.
ماده 295
ماده 295_ مرجع ثبت شرکتها پس ازوصول مدارک مذکور درماده قبل وتطبیق مندرجات آنها با مقررات این قانون تبدیل شرکت سهامی را به شرکت سهامی عام ثبت ومراتب را به هزینه شرکت آگهی خواهد نمود.
ماده 296
ماده 296_ درآگهی تبدیل شرکتهای سهامی موجود درتاریخ تصویب این قانون به شرکت سهامی عام باید کلیه مندرجات اعلامیه شرکت ذکرگرد وقید شود که اساسنامه شرکت وصورت دارائی شرکت واموال منقول وغیرمنقول وآخرین ترازنامه وحساب سود وزیان آن درمرجع ثبت شرکتها ودرمرکزشرکت برای مراجعه علاقمندان آماده می باشد.آگهی تبدیل شرکت باید علاوه برروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های شرکت درآن درج می گردد اقلا دریک روزنامه کثیرالانتشار دیگرنیازآگهی شود.
ماده 297
ماده 297_ درمورادی که برای تطبیق وضع یک شرکت سهامی با مقررات این قانون یا تبدیل آن به نوع دیگری از انواع شرکتهای تجاری مذکور درقانون تجارت مصوب اردیبهشت 1311 دعوت مجمع عمومی عادی یا فوق العاده صاحبان سهام شرکت یا تسلیم استناد ومدارک خاصی به مرجع ثبت شرکتها لازم باشد ورئیس واعضاء هیئت مدیره توجه نشود عضوهیئت مدیره که تکلیف قانونی را اعلام کرده است مسئولیت جزائی ومدنی نخواهد داشت.سلب مسئولیت جزائی ومدنی ازعضوهیئت مدیره منوط به اینست که عضوهیئت مدیره علاوه براعلام تکلیف قانونی درجلسه هیئت مذبور مراتب را ازطریق ارسال ظهارنامه رسمی به هریک ازعضاهیئت مدیره اعلام نماید.درصورتی که جلسات هیئت مدیره به هرعلت تشکیل نگردد اعلام ازطریق ارسال ظهارنامه رسمی برای سلب مسئولیت جزای ومدنی ازعضوهیئت مدیره کافی است.
ماده 298
ماده 298_ درمورد ماده 297 درصورتی که هریک ازعضاهیئت مدیره قبل ازانقضایمهلت مقرر درجلسه هیئت مذبور صریحا اعلام کند که باید به تکلیف قانونی عمل شود وبه این اعلام ازطریق سایراعضاهییات مدیره توجه نشود عضوهیئت مدیره که تکلیف قانونی را اعلام کرده است مسئولیت جزای ومدنی نخواهد داشت.سلب مسئولیت جزای ومدنی ازعضوهیئت مدیره منوط به این است که عضوهیئت مدیره علاوه براعلام تکلیف قانونی درجلسه هیئت مذبور مراتب را ازطریق ارسال ظهارنامه رسمی به هریک ازعضاهیئت مدیره اعلام نماید.درصورتی که جلسات هیئت مدیره به هرعلت تشکیل نگردد اعلام ازطریق ارسال ظهارنامه رسمی برای سلب مسئولیت جزای ومدنی ازعضوهیئت مدیره کافی است.
ماده 299
ماده 299_ آن قسمت ازمقررات قانون تجارت مصوب اردیبهشت 1311 مربوط به شرکتهای سهامی که ناظبرسایرانوع شرکتهای تجارتی می باشد نسبت به آن شرکتها به قوت خود باقی است.
ماده 300
ماده 300_ شرکتهای دولتی تابع قوانین تاسیس و اساسنامه خود می باشن و فقط نسبت به موضوعاتی که در قوانین و اساسنامهای آنها ذکرنشده تابع مقررات این قانون می شوند.
مبحث دوم
«شرکت با مسئولیت محدود»
ماده 94
ماده 94_ شرکت با مسئولیت محدود شرکتی است که بین دویا چند نفر برای امور تجاری تشکیل شده و هریک از شرکاء بدون اینکه سرمایه به سهام یا قطعات سهام تقسیم شده باشد فقط تا میزان سرمایه خود در شرکت مسئول قروض و تعهدات شرکت است.
ماده 95
ماده 95_ دراسم شرکت باید عبارت (با مسئولیت محدود) قید شود و لا آن شرکت در مقابل اشخاص ثالث شرکت تضامنی محصول وتابع مقررات آن خواهد بود.
ماده 96
ماده 96_ شرکت با مسئولیت محدود وقتی تشکیل می شود که تمام سرمایه نقدی تادییه وسهم الشرکه غیرنقدی نیز تقدیم و تسلیم شده باشد.
ماده 97
ماده 97_ در شرکت نامه باید صراحتا قید شده باشد که سهم الشرکه های غیرنقدی هر کدام به چه میزان تقویم شده است.
ماده 98
ماده 98_ شرکاءنسبت به قیمتی که در حین تشکیل شرکت برای سهم الشرکه های غیرنقدی معین شده در مقابل اشخاص ثالث مسئولیت تضامنی دارند.
ماده 99
ماده 99_ مرور زمان دعاوی ناشی از مقررات فوق ده سال از تاریخ تشکیل شرکت است.
ماده 100
ماده 100_ هر شرکت با مسئولیت محدود که برخلاف مواد 96 و 97 تشکیل شده باشد باطل وازدرجه اعتبار ساقط است لیکن شرکاء در مقابل اشخاص ثالث حق استناد به این بطلا ندارند.
ماده 101
ماده 101_ اگر حکم بطلا ن شرکت به استناد ماده قبل صادر شود شرکاتی که بطلا ن مستند بعمل آنها است و هیئت نظارومدیرهایی که در حین حدوث سبب بطلا ن یا بلا فاصله پس ازآن به سرکاربوده و انجام وظیفه نکرده اند در مقابل شرکاء دیگرا شخاص ثالث نسبت به خسارات ناشییه ازاین بطلا ن متضامنا مسئول خواهد بود مدترور زمان ده سال از تاریخ حدوث موجب خواهند بود.
ماده 102
ماده 102_ سهم الشرکه که شرکاء نمی توانند به شکل اوراق تجارتی قابل انتقال اعم ازبا اسم ویا بی اسم وغیره درآید سهم الشرکه را نمی توان منتقل به غیرنموند مگربا رضایت عده از شرکاء که لااقل سه ربع سرمایه متعلق به آنها بوده واکثریت عددی نیز داشته باشن.
ماده 103
ماده 103_ انتقال سهم الشرکه بعمل نخواهد آمد مگربموجب سند رسمی.
ماده 104
ماده 104_ شرکت با مسئولیت محدود بوسیله یک یا چند نفر مدیر موظف یا غیر موظف که از بین شرکاءیا از خارج برای مدتر محدود یا نامحدودی معین می شوند اداره می گردد.
ماده 105
ماده 105_ مدیران شرکت کلیه اختیارات لازمه را برای نمایندگی واداره شرکت خواهد داشت مگراینکه دراساستنامه غیرایین ترتیب مقررشده باشد هر قراردادی راجع به محدود کردن اختیارات مدیران که دراساستنامه تصریح به آن نشده در مقابل اشخاص ثالث باطل و کان لم یکن است.
ماده 106
ماده 106_ تصمیمات را جع به شرکت باید به اکثریت لااقل نصف سرمایه اتخاذ شود. اگر در فعه أول این اکثریت حاصیل نشد باید تمام شرکاء مجددا دعوت شوند دراین صورت تصمیمات به اکثریت عددی شرکاء اتخاذ می شود اگر حبه اکثریت منبه. دا، اه، نصف سمایه ناشد، اساسنامه شکت م تماند تتب بخلاف ماتف فمه مق. داد.
38
ماده 107
ماده 107_ هریک از شرکاء به نسبت سهمی که در شرکت دارد دارای رای خواهد بود مگراینکه اساسنامه ترتیب دیگری مقردراشته باشد.
ماده 108
ماده 108_ روابط بین شرکاء تابع اساسنامه است اگر در اساسنامه راجع به تقسیم نفع وضرمقررات خاصی نباشد تقسیم مزبور به نسبت سرمایه شرکاء بعمل خواهد آمد.
ماده 109
ماده 109_ هرشرکت با مسئولیت محدود که عده شرکاءان بیش ازدواذه نفربашد باید دارای هیئت نظاربوده وهیئت مزبور لااقل سالی یک مرتبه مجمع عمومی شرکاءرا تشکیل دهد. هیئت نظارباید بلافضل به بعد از انتخاب شدن تحقیق کرده واطمینان حاصل کند که دستور مواد 96 و97 رعایت شده است. هیئت نظارمی تواند شرکاء برای انعقاد مجمع عمومی فوق العاده دعوت نماید. مقررات مواد 165 و 167 و 168 و 170 درمورد شرکت های با مسئولیت محدود نیز رعایت خواهد شد.
ماده 110
ماده 110_ شرکاءنمی توانند تعبیت شرکت را تغییردهند مگربه اتفاق آراء.
ماده 111
ماده 111_ هر تغییردیگری راجع به اساسنامه باید با اکثریت عددی شرکاء که لااقل سه ربع سرمایه را نیز دارا باشنده بعمل آید مگراینکه در اساسنامه اکثریت دیگری مقررشده باشد.
ماده 112
ماده 112_ در هیج مورد اکثریت شرکاءنمی تواند شریکی را مجبوربه ازدیاد سهم الشرکه خود کند.
ماده 113
ماده 113_ مفاد ماده 78 این قانون راجع به تشکیل سرمایه احتیاطی در شرکت های با مسئولیت محدود نیز لازم الرعایه است. (ماده 57 قانون مصوب 1311)
( ) ماده 57_ همه ساله لااقل یک بیستم ازاعیادات خالص شرکت برای تشکیل سرمایه احتیاطی موضوع خواهد شد- همینکه سرمایه احتیاطی به عشر سرمایه شرکت رسید موضوع کردن این مقدار اختیاری.)
ماده 114
ماده 114_ شرکت با مسئولیت محدود درموراد ذیل منحل می شود.
الف - درمورد فقرات 1 و 2 و 3 ماده 93.
ب - در صورت تصمیم عده از شرکاء که سهم الشرکه آنها بیش از نصف سرمایه شرکت باشد.
ج - در صورتی که بواسطه ضررهای وارده نصف سرمایه شرکت از بین رفته ویکی از شرکاء تقاضای انحلال کرده و محکمه دلائل اورا موجه دیده وسایر شرکاء حاضرنباشد سهمی را که در صورت انحلال به اولعاق می گیرد پرداخته واورا از شرکت خارج کنند.
د - درمورد فوت یکی از شرکاء اگر بموجب اساسنامه پیش بینی شده باشد.
ماده 115
ماده 115_ اشخاص ذیل کلاهبردار محسوب می شوند:
الف - موسسین و مدیرانی که برخلاف واقع پرداخت نمام سهم الشرکه نقدی وتقییم و تسلیم سهم الشرکه غیرنقدی را دراوراق واستنادی که باید برای ثبت شرکت به دهد اظهار کرده باشد.
ب - کسانی که به وسائل متقلبانه سهم الشرکه غیرنقدی را بیش ازقیمت واقعی آن تقییم کرده باشد.
ج - مدیرانی که با نبود صورت دارائی یا به استناد صورت دارائی مزور منافع موهومی را بین شرکاء تقسیم کنند.
مبحث سوم - شرکت تضامنی
ماده 116
ماده 116_ شرکت تضامنی شرکتی است که در تحت اسم مخصص برای امور تجارتی بین دویا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می شود. اگر دارائی شرکت برای تادیه تمام قروض کافی نباشد هریک از شرکاء مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است. قراری که بین شرکاء برخلاف این ترتیب داده شده باشد در مقابل اشخاص کان لم یکن خواهد بود.
ماده 117
ماده 117_ دراسم شرکت تضامنی باید عبارت (شرکت تضامنی) و لااقل اسم یک نفر از شرکاء ذکر شود. در صورتی که اسم شرکت مشتمل براسمی تمام شرکاء نباشد باید بعد از اسم شریک یا شرکائی که ذکر شده است عبارتی از قبیل (وشرکاء) یا (وبرادران)قید شود.
ماده 118
ماده 118_ شرکت تضامنی وقتی تشکیل می شود که تمام سرمایه نقدی تادیه وسهم الشرکه غیرنقدی نیز تقسیم وتسلیم شده باشد.
ماده 119
ماده 119_ در شرکت تضامنی منافع به نسبت سهم الشرکه بین شرکاء تقسیم می شود مگر آن که شرکت نامه غیرزاین ترتیب را مقردراشته باشد.
ماده 120
ماده 120 در شرکت تضامنی شرکا باید لاقل یک نفر از میان خود یا از خارج بسمت مدیری معین نمایند.
ماده 121
ماده 121 حدود مسئولیت مدیریا مدیریان شرکت تضامنی همان است که در ماده 51 مقرر شده.
ماده 122
ماده 122 در شرکت نهای تضامنی اگرسهم الشرکه یک یا چند نفر غیر نقدی باشد باید سهم الشرکه مزبور قبل به تراضی تمام شرکاء تقویم شود.
ماده 123
ماده 123 در شرکت تضامنی هیچیک از شرکاء نمی تواند سهم خود را به دیگری منتقل کند مگربه رضایت تمام شرکاء.
ماده 124
ماده 124 مادام که شرکت تضامنی منحل نشده مطالبه قروض آن باید از خود شرکت به عمل آید ویس از انحلال طلبکاران شرکت می تواند برای وصول مطالبات خود به هریک از شرکاء که بخواهد ویا به تمام آنها رجوع کند. در هر حال هیچیک از شرکاء نمی توانند به استفاده اینکه میزان قروض شرکت ازمیزان سهم او در شرکت تجاوز می نماید از تادییه قروض شرکت امتناع ورزد. فقط در روابط بین شرکاء مسئولیت هریک از آنها در تادییه قروض شرکت به نسبت سرمایه خواهد بود که در شرکت گذاشتنه است آنهم در صورتی که در شرکت _ نامه ترتیب دیگری اتخاذ نشده باشد.
ماده 125
ماده 125 هرکس بعنوان شریک ضامن در شرکت تضامنی موجودی داخل شود متضامنا با سائر شرکاء مسئول قروضی هم خواهد بود که شرکت قبل از ورود او داشته اعم ازاینکه دراسیم شرکت تغییری داده شده یا نشده باشد. هرقراری که بین شرکاء برخلاف این ترتیب داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث کان لم یکن خواهد بود.
ماده 126
ماده 126 هرگاه شرکت تضامنی منحل شود مادام که قروض شرکت ازدارانی آن تادییه نشده هیچیک از طلبکاران شخصی شرکاء حقی در آن دارائی نخواهد داشت. اگر دارائی شرکت برای پرداخت قروض آن کفایت نکند طلبکاران شرکت حق دارند بقیه طلب خود را از تمام یا فرد فردی شرکاء ضامن مطالبه کنند ولی دراین مورد طلبکاران شرکت بر طلبکاران شخصی شرکاء حق تقدم نخواهد داشت.
ماده 127
ماده 127 به ورشکستگی شرکت تضامنی بعد انحلال نیزمی توان حکم داد مشروط به اینکه دارائی شرکت تقسیم نشده باشد.
ماده 128
ماده 128 ورشکستگی شرکت ملازمه قانونی با ورشکستگی شرکاء وورشکستگی بعضی از شرکاء ملازمه قانونی با ورشکستگی شرکت ندارد.
ماده 129
ماده 129 طلبکاران شخصی شرکاء حق ندارند طلب خود را از دارائی شرکت تامین یا وصول کنند ولی می توانند نسبت به سهمیه مدیون خود از منافع شرکت سهمی که در صورت انحلال شرکت ممکن است به مدیون مزبور تعلیق گیرد. هرقادام قانونی که مقتضی باشد بعمل آورند. طلبکاران شخصی شرکاء در صورتی که نتوانسته باشنده طلب خود را از دارائی شخصی مدیون خود وصول کنند وسهم مدیون از منافع شرکت کافی برای تادییه طلب آنها نباشد می توانند انحلال شرکت را تقاضا نمایند (اعم ازاینکه شرکت برای مدتد محدود یا غیر محدود تشکیل شده باشن) مشروط براینکه لااقل ششماه قبل قصد خود را به وسیله اظهارنامه رسمی به اطلاع شرکت رسانیده باشنده دراین صورت شرکت یا بعضی از شرکاء می توانند مادام که حکم نهائی انحلال صادرنشده با تادییه طلب دائنین مزبور تا حد دارائی مدیون در شرکت یا با جلب رضایت آنان بطریق دیگر انحلال شرکت جلوگیری کنند.
ماده 130
ماده 130 نه مدیون شرکت می تواند در مقابل طلبی که ممکن است از یکی از شرکاء داشته باشد استناد به تهاترکندنه خود شریک می تواند در مقابل قرضی طلبکاراویه شرکت داشته باشد به تهارات استناد نماید. معذلک کسی که طلبکار شرکت ومدیون به یکی از شرکاء بوده ویس انحلال شرکت طلب او لا وصول مانده در مقابل آن شریک حق استناد به تهاترخواهد داشت.
ماده 131
ماده 131 در صورت ورشکستگی یکی از شرکاء وهمچنین در صورتی که یکی از طلبکاران شخصی یکی از شرکاء بموجب ماده 129 انحلال شرکت را تقاضا کرد سائر شرکاء می توانند سهمی آن شریک را از دارائی شرکت نقد تادییه کرده واورا از شرکت خارج کنند.
ماده 132
ماده 132 اگر در نتیجه ضررهای وارد به سهم الشرکه شرکاء کم شود مادام که این کمبود جبران نشده تادییه هزنواع منفعت به شرکاء ممنوع است.
ماده 132
ماده 132_ جز در مورد فوق هیچ چیک از شرکاء را شرکت نمی تواند به تکمیل سرمایه که بعلت ضررهای وارده کم شده است ملزم کرده ویا اورا مجبورنماید بیش از آنچه که در شرکت نامه مقر رشد ه است به شریک سرمایه دهد.
ماده 133
ماده 133_ هیچ شریکی نمی تواند بدون رضایت سایر شرکاء (بحساب شخص خود یا بحساب شخص ثالث) تجارتی از نوع تجارت شرکت نموده و بعنوان شریک ضامن یا شریک با مسئولیت محدود در شرکت دیگری که نظیر آن تجارت را دارد داخل شود.
ماده 134
ماده 134_ هر شرکت تضامنی می تواند با تصویب تمام شرکاء به شرکت سهامی مبدل گرد دراین صورت رعایت تمام مقررات راجع به شرکت سهامی حتمی است.
ماده 135
ماده 135_ شرکت تضامنی در موارد ذیل منحل می شود.
الف - در مورد فقرات 1 و 2 و 3 ماده 93.
ب - در صورت تراضی تمام شرکاء جذر صوری که یکی از شرکاء به دلائل انحلال شرکت را ازمحممه تقاضا نماید و محکمه آن دلالت را موجه دانسته حکم به انحلال بدهد.
د - در صورت فسخ یکی از شرکاء مطابق ماده 137.
ه - در صورت ورشکستگی یکی از شرکاء مطابق ماده 138.
و- در صورت فوت یا محجوریت یکی از شرکاء مطابق مواد 139 و 140.
تبصره
تبصره - در مورد بند "ج" هرگاه دلالت انحلال منحصر به شریک یا شرکاء معین باشد محکمه می تواند به تقاضای سایر شرکاء بجا از انحلال حکم اخراج آن شریک یا شرکاء معین را بدهد.
ماده 137
ماده 137_ فسخ شرکت در صورتی ممکن است که دراسانشامه این حق از شرکاء سلب نشد و ناشی از قصد اضرارنباشد تقاضای فسخ باید ششماه قبل از فسخ کتب به شرکاء اعلام شود.
اگر موافق اساسنامه باید سال به سال به حساب شرکت رسیدگی شود فسخ در موقع ختم محاسبه سالینه بعمل می آید.
ماده 138
ماده 138_ در مورد ورشکستگی یکی از شرکاء انحلال وقتی صورت می گیرد که مدیر تصفیه کتب تقاضای انحلال شرکت را نموده و از تقاضای مذبور شش ماه گذشت و شرکت مدیر تصفیه را از تقاضای انحلال منصرف نکرده باشد.
ماده 139
ماده 139_ در صورت فوت یکی از شرکاء بقاء شرکت موقوف به رضایت سایر شرکاء و قائم مقام متوفی خواهد بود. اگر سایر شرکاء به بقاء شرکت تصمیم نموده باشند قائم مقام متوفی باید یک ماه از تاریخ فوت رضایت یا عدم رضایت خود را راجع به بقاء شرکت کتب اعلام نماید در صورتی که قائم مقام متوفی رضایت خود را اعلام نمود نسبت به اعمال شرکت درمدت مذبور انفوج وضر شریک خواهد بود ولی در صورت اعلام عدم رضایت در منافع حاصله درمدت مذکور شریک بوده ونسبت به ضرر آن مدث سهمی نخواهد بود.
سکوت تا انقضای یکماه درحکم اعلام رضایت است.
ماده 140
ماده 140_ در مورد محجوریت یکی از شرکاء مطابق مدلوماده فوق عمل خواهد شد.
مبحث چهارم
در شرکت مختلط غیر سهامی
ماده 141
ماده 141_ شرکت مختلط غیر سهامی شرکتی است که برای امور تجاری در تحت اسم مخصص بین یک یا چند نفر شریک ضامن ویک یا چند نفر شریک با مسئولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود. شریک ضامن مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بر دارای شرکت پیدا شود شریک با مسئولیت محدود کسی است که مسئولیت اوفقط تا میزان سرمایه ایست که در شرکت گذارده ویا بایستی بگذرد. در اسم شرکت باید عبارت (شرکت مختلط) ولااقل اسم یکی از شرکاء ضامن قید شود.
ماده 142
ماده 142_ روابط بین شرکاء با رعایت مقراوات ذیل تابع شرکت نامه خواهد بود.
ماده 143
ماده 143_ هریک از شرکاء با مسئولیت محدود که اسمش جزء اسم شرکت باشد در مقابل طلبکاران شرکت شریک ضامن محصوب خواهد شد. هر قراری که برخلاف این ترتیب بین شرکاء داده شده باشد در مقابل شخص ثالث بی اثر است.
ماده 143
ماده 143_ اداره شرکت مختلط غیرسهامی بعهده شریک یا شرکای ضامن وحدود اختیارات آنها همان است که درمورد شرکاءشرکت تضامنی مقرارست.
ماده 145
ماده 145_ شریک با مسئولیت محدود نه بعنوان شریک حق اداره کردن شرکت را دارد نه اداره امورشرکت زوظاییف اواست.
ماده 146
ماده 146_ اگرشریک با مسئولیت محدود معامله ای برای شرکت کند درمورد تعهدات ناشیه ازآن معامله درمقابل طرف معامله حکم شریک ضامن را خواهد داشت مگراینکه تصریح کرده باشد معامله را به سمت وکالت ازطرف شرکت انجام می دهد.
ماده 147
ماده 147_ هرشریک با مسئولیت محدود حق نظارت درامورشرکت داشته ومی تواند ازروی دفاترواسناد شرکت برای اطلاع شخص خود راجع به وضعیت مالی شرکت صورت خلاصه ترتیب دهد.هرقراردادی که بین شرکاءبرخلاف این ترتیب داده شود ازدرجه اعتبارساقط است.
ماده 148
ماده 148_ هیچ شریک با مسئولیت محدود نمی تواند بدون رضایت سایرشرکاءشخص ثالثی را با انقال تمام یا قسمتی ازسهم الشرکه خود به اوداخل درشرکت کند.
ماده 149
ماده 149_ اگریک یا چند نفرازشرکاءبا مسئولیت محدود حق خود را درشریک بدون اجازه سایرین کلا یا بعضابه شخص ثالثی واغذارنمایند شخص مزبورنه حق دخالت دراداره شرکت ونه حق تفتیش درامورشرکت را خواهد داشت.
ماده 150
ماده 150_ درمورد تعهداتی که شرکت مختلط غیرسهامی ممکن است قبل ازثبت شرکت کرده باشد شریک با مسئولیت محدود درمقابل اشخاص ثالث درحکم شریک ضامن خواهد بود مگرثابت نماید که اشخاص مزبورازمحدود بدون مسئولیت اواطلاع داشته اند.
ماده 151
ماده 151_ شریک ضامن را وقتی می توان شخص برای قروض شرکت تعقیب نموده شرکت منحل شده باشد.
ماده 152
ماده 152_ هرگاه الشرکه خود را نیرداخته وی پس ازتدابه مسترد داشته است طلبکاران شرکت حق دارند معادل آنچه که ازبابت سهم الشرکه باقی مانده است مستقیما برعلیه شریک با مسئولیت محدود اقامه دعوی نمایند.
اگرشرکت ورشکست شود حق مزبوررا مدیرتصفیه خواهد داشت.
ماده 153
ماده 153_ اگردرنتیجه قرارداد با شرکاءضامن ویا دراثربرداشت قبلی ازسرمایه شرکت با مسئولیت محدود ازسهم الشرکه خود که به ثبت رسیده است بکاهد این تقلیل مادام که به ثبت نرسیده وبرطبق مقررات راجعه به نشرشرکتها منتشرنشده است درمقابل طلبکاران شرکت معترنبوده وطلبکاران مزبورمی تواند برای تعهداتی که ازطرف شرکت قبل ازثبت وانتشارتقلیل سرمایه بعمل آمده است تادیه همان سرمایه اولیه شریک با مسئولیت محدود را مطالبه نمایند.
ماده 154
ماده 154_ به شریک با مسئولیت محدود فرع نمی توان داد مگردصوری موجب کسرسرمایه اودرشرکت نشود اگردرنتیجه ضررهای وارده سهم الشرکه شریک با مسئولیت محدود کسرشده مادام که این کمبود جبران نشده تادیه هربح یا منفعتی به اومنوع است.
هرگاه وجهی برخلاف حکم فوق تادیه گردید شریک با مسئولیت محدود تا معادل وجه دریافتی مسئول تعهدات شرکت است مگردمرودی که با حسن نیت وبه اعتباربیلان مرتبی وجهی گرفته باشد.
ماده 155
ماده 155_ هرکس بعنوان شریک با مسئولیت محدود درشرکت مختلط غیرسهامی موجودی داخل شود تا معادل سهم الشرکه خود مسئول قروضی خواهدبود که شرکت قبل ازورود اوداشته خواه اسم شرکت عوض شده یا نشده باشد.هرشرطی که برخلاف این ترتیب باشد درمقابل اشخاص ثالث کان لم یکن خواهد بود.
ماده 156
ماده 156_ اگرشرکت مختلط غیرسهامی ورشکست شود دارائی شرکت بین طلبکاران خود شرکت تقسیم شده وطلبکاران شخصی شرکاءدرآن حقی ندارند،سههم الشرکه شرکاءبا مسئولیت محدود نیزجزودارائی شرکت نیزمحسوب است.
ماده 157
ماده 157 - اگردارانی شرکت برای تادیه تمام قروض آن کافی نباشد طلبکاران آن حق دارند بقیه طلب خود را ازدارائی شخصی تمام یا هریک ازشرکاءضامن وصول کند دراین صورت بین طلبکاران شرکت وطلبکاران شخصی شرکاءضامن تفاوتی نخواهد بود.
ماده 158
ماده 158 - درصورت ورشکستگی یکی ازشرکاءبا مسئولیت محدود خود شرکت یا طلبکاران آن با طلبکاران شخصی شریک مزبورمتساوی الحقوق خواهد بود.
ماده 159
ماده 159 - مقررات مواد 129 و 130 درشرکتهای مختلط غیرسهامی نیزلازم الرعایه است.
ماده 160
ماده 160 - اگرشریک ضامن بیش ازینکنفرباشد مسئولیت آنها درمقابل طلبکاران وروابط آنها با یکدیگرتتابع مقررات راجع به شرکتهای تضامنی است.
ماده 161
ماده 161 - مقررات مواد 136،137،138،139،140 درمورد شرکتهای مختلط غیرسهامی نیزجاری است. مرگ یا محجوریت یا ورشکستگی شریک یا شرکاءبا مسئولیت محدود موجب انحلال شرکت نمی شود.
مبحث پنجم
«شرکت مختلط سهامی»
ماده 162
ماده 162 - شرکت مختلط سهامی شرکتی است که درتحت اسم مخصوص بین یکعدد شرکاءسهامی ویک یا چند نفرشریک ضامن تشکیل می شود. شرکاءسهامی کسانی هستند که سرمایه آنها بصورت سهام یا قطعات سهام متساوی القیمه درآمده ومسئولیت آنها تا میزان همان سرمایه است که درشرکت دارند. شریک ضامن کسی است که سرمایه اوبصورت سهام درنیامده ومسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بردارائی شرکت پیدا شود درصورت تعدد شریک ضامن مسئولیت آنها درمقابل طلبکاران وروابط آنها با یکدیگرتتابع مقررات شرکت تضامنی خواهد بود.
ماده 163
ماده 163 - دراسم شرکت باید عبارت(شرکت مختلط)ولااقل اسم یکی ازشرکاءضامن قید شود.
ماده 164
ماده 164 - مدیریت شرکت مختلط سهامی مخصوص به شریک یا شرکاءضامن است.
ماده 165
ماده 165 - درهریک ازشرکتهای مختلط سهامی هیئت لااقل مرکب ازسه نفرازشرکاءبرقرارمی.شد وain هیئت را مجمع عمومی شرکاءبلافاصله بعد ازتشکیل قطعی شرکت وقبل ازهراقدامی درامورشرکت معین می کند،انتخاب هیئت برحسب شرائط مقردراساسنامه شرکت تجدید میشود ودرهرصورت اولین هیئت نظاربرای یکسال انتخاب خواهد شد.
ماده 166
ماده 166 - اولین هیئت نظارباید بعد ازانتخاب شدن بلافاصله تحقیق واطمینان حاصل کند که تمام مقررات مواد
ماده 167
ماده 167 - اعضاءهیئت نظازاجهت اعمال اداری ونتایج حاصله ازآن هیج مسئولیتی ندارند لیکن هریک ازآنها درانجام ماموریت خود برطاق قوانین معموله ملکتی مسئول اعمال وتقصیرات خود می باشنده.
ماده 168
ماده 168 - اعضاءهیئت نظاردقتروصندوق وکلیه استند شرکت را تحت تدقیق درآورده همه ساله رابرتی به مجمع عمومی می دهدن وهرگاه درتنظیم صورت دارائی بی ترتبی وخطائی مشاهده نماینده دررابرت مذکورذکرنموده واگرمخالفتی با پیشنهاد مدیرشرکت درتقسیم منافع داشته باشدند دلائل خود را بیان می کنند.
ماده 169
ماده 169 - هیئت نظارمی تواند شرکاءرا برای انعقاد مجمع عمومی دعوت نماید وبا موافقت رای مجمع مزبوربرطبق فقره(ب) ماده 181 شرکت را منحل کند.
ماده 170
ماده 170 - تا پانزده روزقبل ازانعقاد مجمع عمومی هرصاحب سهمی می تواند(خود یا نماینده او)درمرکزاصلی شرکت حاضرشه ازصورت بیلان وصورت دارائی وراپورت هیئت نظاراطلاع حاصل کند.
ماده 171
ماده 171 - ورشکستگی هیجچیک ازشرکاءضامن موجب انحلال شرکت نخواهد شد مگردرمورد ماده 138.
ماده 172
ماده 172 - حکم مواد 124 و 136 درمورد شرکت مختلط سهامی وشرکاءضامن آن جاری است.
ماده 173
ماده 173 - هرگاه شرکت مختلط سهامی ورشکست شود شرکاءسهامی تمام قیمت سهام خود را نپرداخته باشنده مدیرتصفیه آنچه را که برعهده آنها باقی است وصول می کند.
ماده 174
ماده 174_ اگر شرکت بطریقی غیرازورشکستگی منحل شد هریک ازطلبکاران شرکت می تواند بهریک ازشرکاءسهامی که ازبابت قیمت سهام خود مدیون شرکت است رجوع کرده درحدود بدهی آن شریک طلب خود را مطالبه نمایند مادام که شرکت منحل نشده طلبکاران برای وصول طلب خود حق رجوع به هیچیک ازشرکاءسهامی ندارند.
ماده 175
ماده 175_ اگر شرکت مختلط ورشکست شد تا قروض شرکت ازدارائی آن تادییه نشده طلبکاران شخصی شرکاءضامن حقی به دارائی شرکت ندارد.
ماده 176
ماده 176_ مفاد مواد 28،39،41،39،38،29،50 شامل شرکت مختلط سهامی است.
ماده 177
ماده 177_ هرشرکت مختلط سهامی که برخلاف مواد 39،29،28 تشکیل شود باطل است لیکن شرکاءنمی توانند درمقابل اشخاص خارج به این بطلان استناد نمایند.
ماده 178
ماده 178_ هرگاه شرکت برحسب ماده قبل محکوم به بطلان شود مطابق ماده 101 رفتارخواهد شد.
ماده 179
ماده 179_ مفاد مواد 84،85،86،87،88 این قانون درشرکتهای مختلط نیزبایید رعایت شود.
ماده 180
ماده 180_ مفاد مواد 90،91،92 این قانون درمورد شرکت مختلط نیزلازم الرعایه است.
ماده 181
ماده 181_ شرکت مختلط درموارد ذیل منحل می شود
(الف)درمورد فقرات 3،2،1 ماده (ب)برحسب تصمیم مجمع عمومی درصورتی که دراساسنامه این حق برای مجمع مذکورتصریح شده باشد(ج)برحسب تصمیم مجمع عمومی ورضایت شرکاءضامن(d)درصورت فوت یا محجوزیت یکی ازشرکاءضامن مشروط براین که انحلال شرکت دراین مورد دراساسنامه تصریح شده باشد.
درمورد فقرات (ب)و(ج)حکم ماده 72 جاری است.
ماده 182
ماده 182_ هرگاه دراساسنامه برای مجمع عمومی حق تصمیم به انحلال معین نشده وبین مجمع عمومی وشرکاءضامن راجع به انحالل موافقت حاصل نشود محکمه دلالئل طرفداران انحلال را موجه ببیند حکم به انحلال خواهد داد.همین حکم درموردی نیزجاری است که یکی ازشرکاءضامن به دلالئلی انحلال شرکت را ازمحکمه تقاضا نموده ومحکمه آن دلالئل را موجه به بیند.
مبحث ششم
«شرکت نسبی»
ماده 183
ماده 183_ شرکت نسبی شرکتی است که برای امورتجارتی درتحت اسم مخصوص بین دویا چند نفر تشکیل ومسئولیت هریک ازشرکابه نسبت سرمایه ای است که درشرکت گذاشته.
ماده 184
ماده 184_ دراسم شرکت نسبی عبارت(شرکت نسبی)ولااقل اسم یک نفرازشرکاءباید ذکرشد درصورتی که اسم شرکت مشتمل براسامی تمام شرکاءنباشد بعد ازاسم شریک یا شرکائی که ذکرشده عبارتی ازقبل "شرکاء" و"برادران" ضروری است.
ماده 185
ماده 185_ دستور ماده 119،120،121،122،123 درمورد شرکت نسبی نیزلازم الرعایه است.
ماده 186
ماده 186_ اگردارایی شرکت نسبی برای تادییه تمام قروض شرکت کافی نباشد هریک ازشرکاءبه نسبت سرمایه که درشرکت داشته مسئول تادیه قروض شرکت است.
ماده 187
ماده 187_ مادام که شرکت نسبی منحل نشده مطالبه قروض آن باید ازخود شرکت بعمل آید فقط پس انحالل طلبکاران می توانند با رعایت ماده فوق به فرد شرکاءمراجعه کنند.
ماده 188
ماده 188_ هرکس بعنوان شریک ضامن درشرکت نسبی موجودی داخل شود به نسبت سرمایه که درشرکت می گذارد مسئول قروضی هم خواهد بود که شرکت قبل ازورود اواداشته اعم ازاینکه دراسم شرکت تغییری داده شده باشد یا نشده باشد قرارشرکاءبرخلاف این ترتیب نسبت به اشخاص ثالث اثرندارد.
ماده 189
ماده 189_ مفاد ماده (126)جزمسئولیت شرکاءکه به نسبت سرمایه آنها است)ومواد 127 و 136 درشرکتهای نسبی نیزجاری است.
مبحث هفتم
«شرکتهای تعاونی تولیدومصرف»
ماده 190
ماده 190_ شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده ازراباب حرف تشکیل میشود و شرکاء مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاءیا اجاناس بکارمی برنند.
ماده 191
ماده 191_ اگر در شرکت تولید یک عدد از شرکاء درخدمت دائمی شرکت نبوده یا ازال حرفه که موضوع عملیات شرکت است نباشنده لاقل دوثلث اعضاءاداره کننده شرکت باید از شرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنهاموضوع عملیات شرکت است.
ماده 192
ماده 192_ شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصد ذیل تشکیل میشود:
1- فروش اجاناس لازمه برای مصارف زندگانی اعم ازاینکه اجاناس مزبوره را شرکاء ایجاد کرده یا خریده باشن.
2- تقسیم نفع وضربین شرکاء به نسبت خرید هریک از آنها.
ماده 193
ماده 193_ شرکت تعاونی اعم از تولید یا مصرف ممکن است مطابق اصول شرکت سهامی یا برطبق مقررات مخصوصی که با تراضی شرکاء ترتیب داده شده باشد تشکیل بشد ولی درهرحال مفاد مواد 32 و 33 لازم الرعایه است.
ماده 194
ماده 194_ درصورتی که شرکت تعاونی تولید یا مصرف مطابق اصول شرکت سهامی تشکیل شود حداقل سهام یا قطعات سهام ده ریاال خواهد بود و هیچیک از شرکاء نمی توانند درمجمع عمومی بیش ازیک رای داشته باشد.
فصل دوم
در مقررات راجع به ثبت شرکتها و نشر شرکت نامه ها
ماده 195
ماده 195_ ثبت کلیه شرکتهای مذکور در این قانون الزامی و تابع جمیع مقررات قانون ثبت شرکتها داست.
ماده 196
ماده 196_ اسناد و نوشتجاتی که برای به ثبت رسانیدن شرکت لازم است در نظامنامه وزارت عدلیه معین میشود.
ماده 197
ماده 197_ درظرف ماه اول تشکیل هرشرکت خلاصه شرکت نامه ومنضمات آن طبق نظامنامه وزارت عدلیه اعلان خواهدشد.
ماده 198
ماده 198_ اگر به علت عدم رعایت دستوردو ماده فوق بطلان عملیات شرکت اعلام شد هیچیک از شرکاء نمی توانند این بطلان را در مقابل اشخاص ثالثی که با آنها معامله کرده اند عذرقراردهند.
ماده 199
ماده 199_ هرگاه شرکت درچندین حوزه شعبه داشته باشد مقررات مواد 195، 197، 198 باید به قسمی که در نظامنامه وزارت عدلیه معین میشود درهرحوزه جداغانه انجام گردد.
ماده 200
ماده 200_ در هرموقع که تصمیماتی برای تغییراسسنانه شرکت یا تمدید مدت شرکت زائد بردمت مقرریا انحلال شرکت (حتی درمواردی که انحلال به واسطه انقضای مدت شرکت صورت می گیرد) و تعین کیفیت تفریح حساب یا تبدیل شرکاءیا خروج بعضی از آنها از شرکت یا تغییراسم شرکت اتخاذ شود مقررات مواد 195 و 197 لازم الرعایه است.
همین تنبیه در موقع هر تصمیمی که نسبت به مورد معین در ماده 79 این قانون اتخاذ می شود رعایت خواهد شد.
ماده 201
ماده 201_ در هرگونه استناد و صورت حسابها واعلانات ونشریات وغیره که بطورخطی یا چاپی ازطرف شرکتهای مذکور در این قانون به استثنای شرکتهای تعاونی صادرمی شود سرمایه شرکت گردد و اگرتمام سرمایه پرداخته نشده قسمتی که پرداخته شده نیز باید صریحًا معین شود شرکت متخلوف به جزای نقدی ازدویست تا سه هزار ریال محکوم خواهد شد.
تبصره
تبصره - شرکتهای خارجی نیز که بوسیله شعبه یا نماینده در ایران اشتغال به تجارت دارند در مورد اسناد و صورت حسابها واعلانات ونشریات خود در ایران مشمول مقررات این ماده خواهد بود.
فصل سوم
در تصمیمه امور شرکتها
ماده 202
ماده 202 - تصمیمه امور شرکت پس از انحلال موافق مواد ذیل خواهد بود مگر در مورد ورشکستگی که تابع مقررات مربوط به ورشکستگی است.
ماده 203
ماده 203 - در شرکت های تضامنی ونسبی ومختلط سهامی و غیرسهامی امر تصمیمه با مدیریا مدیران شرکت است مگر آن که شرکاء ضامن اشخاص دیگر را از خارج یا از بین خود برای تصمیمه معین نمایند.
ماده 204
ماده 204 - اگرا طرف یک یا چند شریک ضامن تعین اشخاص مخصوص برای تصمیمه تقاضا شد و سایر شرکاء ضامن آن تقاضا را پیدا رفتند محکمه به دیایت اشخاصی را برای تصمیمه معین خواهد کرد.
ماده 205
ماده 205 - در هر مورد که اشخاصی غیر مدیران شرکت برای تصمیمه معین شوند اسامی آنها باید در دارا ره ثبت اسناد ثبت واعلان گردد.
ماده 206
ماده 206 - در شرکت های مختلط (سهامی و غیر سهامی) شرکاء غیر ضامن حق دارند یک یا چند نفر برای نظارت در مورد تصمیمه معین نمایند.
ماده 207
ماده 207 - وظیفه متصدیان تصمیم خاتمه دادن بکارهای جاری واجرای تعهدات ووصول مطالبات وتقسیم دارائی شرکت است به ترتیب مقردر مواد 208_209_210_211_212.
ماده 208
ماده 208 - اگرا برای اجرای تعهدات شرکت معاملات جدیدی لازم شود متصدیان تصمیم انجام خواهد داد.
ماده 209
ماده 209 - متصدیان تصمیم حق اصلاح وتعین حکم دارد که شرکاء ضامن به اوازجه داده باشن، مواردی که به حکم قانون حکمت اجباری است ازاین قانون مستثنی است.
ماده 210
ماده 210 - آن قسمت ازدارائی شرکت که در مدت تصمیم محل احتیاج نیست بطور مؤقت بین شرکاء تقسیم می شود ولی متصدیان تصمیم باید معادل قروضی که هنزوموعد تادییه آن نرسیده است وهمچنین معادل مبلغی که در حساب بین شرکاء مورد اختلاف است موضوع نمایند.
ماده 211
ماده 211 - متصدیان تصمیم حق حساب شرکاء را نسبت به هم وسهم هریک از شرکاء ازاین وضرر معین می کنند، رفع اختلاف در تقسیم به محکمه بدیایت رجوع می شود.
ماده 212
ماده 212 - در شرکت های سهامی وشرکت های با مسئولیت محدود وشرکت های تعوانی امر تصمیم بعهد مدیران شرکت است مگر آن که اساسنامه یا اکثریت مجمع عمومی شرکت به ترتیب دیجری مقردر داشته باشد.
ماده 213
ماده 213 - وظیفه واختیار متصدیان تصمیم در شرکت سهامی وشرکت های با مسئولیت محدود وتعوانی به ترتیب است که در ماده 207 مقرر شده با این تفاوت که حق اصلاح و تعین حکم برای متصدیان تصمیم این شرکت ها (به استثنائی مورد حکمت اجباری) فقط وقتی خواهد بود که اساسنامه یا مجمع عمومی این حق را به آنها داده باشد.
ماده 214
ماده 214 - تقسیم دارائی شرکت های مذکور در ماده فوق بین شرکاء خواه در ضمن مد تفصیم وحواف پس از ختم آن ممکن نیست مگر آن که قبل سه مرتبه در مجله رسمی ویکی از جراید اعلان ویکسال از تاریخ انتشاراولین اعلان در مجله گذشت باشد.
ماده 215
ماده 215 - تخلف از ماده قبل متصدیان تصمیم را مسئول خسارته طلبکارانی قرارخواهد داد که به طلب خود نرسیده است.
ماده 216
ماده 216 - دفاتر هر شرکت که منحل شده با نظیر مدیر ثبت اسناد در محل معینی از تاریخ ختم تصمیم تا ده سال محفوظ خواهد ماند.
ماده 218
ماده 218_ هر شرکتی مجاز است در اساسنامه خود برای تصویب ترتیب دیگری مقر ردارد و لی در هر حال آن مقررات نباشد مخالف مواد 207_208_209_210_211_215_216_217 و قسمت اخیر ماده 211 باشد.
فصل چهارم
مقررات مختلف
ماده 219
ماده 219_ مدت مرور زمان در دعاوی اشخاص ثالث بر علیه شرکاءیا و راث آنها راجع به معاملات شرکت (در مواردی که قانون شرکاءیا و راث آنها را مسئول قرارداده) پنج سال است. مبدأء مرور زمان روزی است که انحلال شرکت یا کناره گیری شریک یا اخراج او از شرکت در دادره ثبت به ثبت رسیده و در مجله رسمی اعلان شده باشد. در صورتی که طلب پس از ثبت واعلان قابل مطالبه شده باشد مرور زمان ارزوزی شروع می شود که طلب کار حق مطالب پیدا کرده.
تبصره
تبصره - دعوائی که سنخا تابع مرور زمان کوتاه هتری بوده یا بموجب این قانون مرور زمان طولانی تری برای آن معین شده از مقررات این ماده مستثنی است.
ماده 220
ماده 220_ هر شرکت ایرانی که فعلا وجود داشته یا درآتیه تشکیل شود وبا اشتغال به امور تجارتی خود را بصورت یکی از شرکتهای مذکور در این قانون در نیاورد ه ومطابق مقررات مربوط به آن شرکت عمل نمایید شرکت تضامنی محصوب شده واحکام راجع به شرکتهای تضامنی درمورد آن اجرا می گردد هرشرکت تجارتی ایرانی مذکور در این قانون وهر شرکت خارجی که بر طبق قانون ثبت شرکتها مصوب خرداد ماه 1310 مکلف به ثبت است باید کلیه اسناد و صورت حسابها واعلانات ونشریات خطی ویا چاپی خود در ایران تصریح نمایید که در تحت چه نمره در ایران به ثبت رسیده والا محکوم به جزای نقدی از دویست تا دوهزار ریال خواهد شد، این مجازات علاوه بر مجازاتی است که در قانون ثبت شرکتها برای عدم ثبت مقرر شده.
ماده 221
ماده 221_ اگر شرکت سهام یا اوراق استقراری داشته باشد که مطابق اساسنامه شرکت یا تصمیم مجمع عمومی قیمت آنها بطریق قرعه باید تادیه شود وقبل از تادییه قیمت آن سهام یا اوراق منافعی که به آنها تعلیق گرفته پرداخته شده باشد شرکت در موقع تادییه اصل قیمت نمی تواند منافع تادییه شده را استرداد نمایید.
ماده 222
ماده 222_ هر شرکت تجارتی می تواند در اساسنامه خودقید کند که سرمایه اولیه خود را به وسیله تادییه اقساط بعدی ازطرف شرکاءیا قبول شریک جدید زید کرده ویا به واسطه برداشت از سرمایه آن را تقیل دهد در اساسنامه حداقلی که تا آن میزان می توان سرمایه اولیه را تقیل داد صراحتا معین می شود. کمتر از عشر سرمایه اولیه شرکت را حداقل قراردادن ممنوع است.
(باب چهارم)
برات _ فته طلب _ چک
فصل اول - برات
مبث اول صورت برات
ماده 223
ماده 223_ برات علاوه بر اضاءیا مهر هر برات دهنده باید دارای شرایط ذیل باشد-
1 _ قید کلمه (برات) در روی ورقه.
2 _ تاریخ تحریر(روزوماه وسال)
3 _ اسم شخصی که باید برات را تادیه کند.
4 _ تعین مبلغ برات.
5 _ تاریخ تادییه وجه برات.
6 _ مکان تادییه وجه برات اعم ازاینکه محل اقامت محال علیه باشد. یا محال دیگر.
7 _ اسم شخصی که برات دروجه یاحواله کرد اوبرداخته می شود.
8 _ تصریح به اینکه نسخه اول یا دوم یا سوم یا چهارم الخ است.
47
ماده 224
ماده 224_ برات ممکن است بحواله کرد شخص دیگر باشد یا بحواله کرد خود برات دهنده.
ماده 225
ماده 225_ تاریخ تحریر و مبلغ برات با تمام حروف نوشته می شود. اگر مبلغ بیش ازیکدفه به تمام حروف نوشته شده و بین آنها اختلاف باشد مبلغ با حروف معترابست.
ماده 226
ماده 226_ در صورتی که برات متضمن یکی از شرایط اساسی مقرر در فقرات 2، 3، 4، 5، 6، 7 و 8 ماده 223 نباشد مشمول مقررات راجع به بروات تجاری نخواهد بود.
ماده 227
ماده 227_ برات ممکن است به دستور حساب شخص دیگری صادر شود.
مبحث دوم
در قبول و نکول
ماده 228
ماده 228_ قبولی برات درخود برات با قید تاریخ نوشته شده امضایا مهرمی شود. در صورتی که برات به عهد ازرویت باشد تاریخ قبولی با تمام حروف نوشته خواهد شد.
ماده 229
ماده 229_ هر عبارتی که محال علیه در برات نوشته امضایامهر کند قبولی محصول است مگراینکه صریحاعبارت مشعربرعدم قبول باشد. اگر عبارت فقط مشعربرعدم قبول یک جزء از برات باشدیقیه وجه برات قبول شده محصور است در صورتی که محال علیه بدون تحریر هیچ عبارتی برات را امضایامهر نماید برات قبول شده محصول می شود.
ماده 230
ماده 230_ قبول کننده برات ملزم است وجه آن را سروعده تادییه نماید.
ماده 231
ماده 231_ قبول کننده حق نکول ندارد.
ماده 232
ماده 232_ ممکن است قبولی منحصر به یک قسمت ازوجه برات باشد دراینصورت دارنه برات باید برای بقیه اعتراض نماید.
ماده 233
ماده 233_ اگر قبولی مشروط به شرط نوشته شد برات نکول شده محصور می شود و لی معهدزا قبول کننده به شرط در حدود شرطی که نوشته مسئول پرداخت وجه برات است.
ماده 234
ماده 234_ در قبولی براتی که وجه آن در خارج از محل اقامت قبول کننده باید تادییه شود تصریح به مکان تادییه ضروری است.
ماده 235
ماده 235_ برات باید به محض ارائه یا منتهی درظرف 24 ساعت از تاریخ ارائه قبول یا نکول شود.
ماده 236
ماده 236_ نکول برات باید بموجب تصدیق نامه که رسمیا تنظیم می شود محصول گرد تصدیق نامه مزبور موسم است به اعتراض (پروتست) نکول.
ماده 237
ماده 237_ پس از اعتراض نکول ظهرنویسها و برات دهنده به تقاضای دارنه برات باید ضامنی برای تادییه وجه آن درسروده بدهند یا وجه برات را به انضمام مخارج اعتراض اعتراف نامه و مخارج برات رجوعی (آگر باشد) فورا تادییه نمایند.
ماده 238
ماده 238_ اگر بر علیه کسی که براتی را قبول کرده و لی وجه آن را نیرداخته اعتراض عدم تادییه شود دارنه براتی نیزکه همان شخص قبول کرده و لی هنوزموعد پرداخت آن نرسیده است می تواند از قبول کننده تقاضا نماید که برای پرداخت وجه آن ضامن دهد یا پرداخت آن رابه نحودیگری تضمین کند.
مبحث سوم
در قبولی شخص ثالث
ماده 239
ماده 239_ هرگاه براتی نکول شد و اعتراض بعمل آمد شخص ثالثی می تواند آنرا بنام برات دهنده یا یکی از ظهرنویسها قبول کندی قبولی شخص ثالث باید دراعتراض نامه قید شده و به امضاءوبرسد.
ماده 240
ماده 240_ بعد از قبولی شخص ثالث نیزتا برات تادییه نشده کلیه حقوقی که برای دارنه برات ازنکول آن درمقابل برات دهنده و ظهرنویسها حاصل می شود محفوظ خواهد بود.
مبحث چهارم
دروعده برات
ماده 241
ماده 241_برات ممکن است به رویت باشد یا به وعده یک یا جند ماه ازرویت برات،یا به وعده
یک یا چند روزیا یک یا چند ماه ازتاریخ برات ممکن است پرداخت به روزمعینی موکول شده باشد.
ماده 242
ماده 242_هرگاه برات بی وعده قبول شد باید فورا پرداخته شود.
ماده 243
ماده 243_موعد پرداخت براتی که یک یا چند روزیا یک یا چند ماه ازرویت وعده دارد به وسیله تاریخ قبولی یا
تاریخ اعتراض نامه نکول معین می شود.
ماده 244
ماده 244_اگرموعد پرداخت برات با تعطیل رسمی تصادف کرد باید روز بعد ازتعطیل تادییه شود.
تبصره
تبصره _ همین قاعده درمورد سایراوراق تجارتی نیزراعیت خواهد شد.
مبحث پنجم
ظهرنویسی
ماده 245
ماده 245_انتقال برات به وسیله ظهرنویسی بعمل می آید.
ماده 246
ماده 246_ظهرنویسی باید به امضاءظهرنویس برسد ممکن است درظهرنویسی تاریخ واسم کسی که برات به
اوانتقال داده می شود قید گردد.
ماده 247
ماده 247_ظهرنویسی حاکی ازانتقال برات است مگراینکه ظهرنویس وکالت دروصول را قید نموده باشد که
دراین صورت انتقال برات واقع نشده ولی دارنده برات حق وصول ولدی الاقتضاءحق اعتراض واقامه دعوی برای
وصل خواهد داشت جزدرمواردی که خلاف این دربرات تصریح شده باشد.
ماده 248
ماده 248_هرگاه ظهرنویس درظهرنویسی تاریخ مقدمی قید کند مزورشناخته می شود.
مبحث ششم
مسئولیت
ماده 249
ماده 249_برات دهنده کسی که برات را قبول کرده وظهرنویسها درمقابل دارنده برات مسئولیت تضامنی دارند.
دارنده برات درصورت عدم تادییه واعتراض می تواند بهرکدام ازآنها که بخواهد منفرد ایا به چند نفریا به تمام آنها
مجتمعا رجوع نماید.
همین حق را هریک ازظهرنویسها نسبت به برات دهنده وظهرنویسهای ما قبل خود دارد.
اقامه دعوی برعلیه یک یا چند نفرازمسئولین موجب اسقاط حق رجوع به سایرمسئولین برات نیست،اقامه کننده
دعوی ملزم نیست ترتیب ظهرنویسی را ازحیث تاریخ رعایت کند ضامنی که ضمانت برات دهنده یا محال علیه یا
ظهرنویسی را کرده فقط با کسی مسئولیت تضامنی دارد که ازاوضمانت نموده است.
ماده 250
ماده 250_هریک ازمسئولین تادییه برات می تواند پرداخت را به تسلیم برات واعتراضنامه وصورت حساب
متفرعات ومخارج قانونی که باید بپردازد موکول کند.
ماده 251
ماده 251_هرگاه چند نفرازمسئولین برات ورشکست شوند دارنده برات می تواند درهریک ازغرما یا درتمام غرما
برای وصول تمام طلب خود(وجه برات ومتفعارات ومخارج قانونی)داخل شود تا اینکه طلب خود را کاملا وصول
نماید مدیرتصفیه هیچیک ازورشکستگان نمی تواند برای وجهی که به صاحب چنین طلب پرداخته می شود به
مدیرتصفیه ورشکستنه دیگررجوع نماید مگردصوری که مجموع وجهی که ازدارائی تمام ورشکستگان به صاحب
طلب تخصیص می یابد بیش ازمیزان طلب او باشد دراین صورت مازاد باید به ترتیب تاریخ تعهد تا میزان وجهی
که هرکدام پرداخته اند جزءدارائی ورشکستگان محصوب گردد که به سایرورشکسته ها حق رجوع دارند.
تبصره
تبصره - مفاد این ماده درمورد ورشکستگی هرچند نفری نیز که برای پرداخت یک دین مسئولیت تضامنی داشته باشد مرعی خواهد بود.
مبحث هفتم
درپرداخت
ماده 252
ماده 252 - پرداخت برات بانوع پولی که درآن معین شده بعمل می آید.
ماده 253
ماده 253 - اگردارنه برات به برات دهنده یا کسی که برات به اومنتقل کرده است پولی غیرازآن نوع که دربرات تعیین شده است بدهد و آن برات درنتیجه نکول یا امتناع ازقبول ویا عدم تادیه اعتراض شود دارنه برات می تواند ازدهنه برات یا انتقال دهنده نوع پولی را که داده یا نوع پولی که دربرات معین شده مطالبه کند ولی
ماده 254
ماده 254 - برات به وعده باید روزآخروعده پرداخته شود.
ماده 255
ماده 255 - روززویت دربرواتی که به وعده ازروویت است وروزصدوربرات دربرواتی که به وعده ازتاریخ صدوراست حساب نخواهد شد.
ماده 256
ماده 256 - شخصی که وجه برات را قبل ازموعود تادیه نموده درمقابل اشخاصی که نسبت به وجه برات حقی دارنه مسئول است.
ماده 257
ماده 257 - اگردارنه برات به کسی که قبول نوشته مهلتی برای پرداخت بدهد به ظهرنویس های ما قبل خود وبرات دهنده که به مهلت مزبوررضایت نداده اند حق رجوع نخواهد داشت.
ماده 258
ماده 258 - شخصی که درسرعده وجه برات را می پردازد بری الذمه محصول می شود مگرانکه وجه برات قانونا درنزد اوتوقیف شده باشد.
ماده 259
ماده 259 - پرداخت وجه برات ممکن است به موجب نسخه ثانی یا ثالث یا رابع الخبه عمل آید درصورتی که درروی آن نسخه قید شده باشد که پس ازپرداخت وجه بموجب این نسخه نسخه دیگرازاعتبارساقط است.
ماده 260
ماده 260 - شخصی که وجه برات را برحسب نسخه بپردازد که درروی آن قبولی نوشته نشده درمقابل شخصی که نسخه قبولی شده را دارد مسئول پرداخت وجه آن است.
ماده 261
ماده 261 - درصورت گم شدن براتی که هنوزقبول نشده است صاحب آن می تواند وصول وجه آن را برحسب نسخه ثانی یا ثالث یا رابع الخ تقاضا کند.
ماده 262
ماده 262 - اگرنسخه مفقود نسخه باشد که قبولی درروی آن نوشته شده تقاضای پرداخت ازروی نسخه های دیگرفقط بموجب امر محکمه پس ازدادن ضامن بعمل می آید.
ماده 263
ماده 263 - اگرشخصی که برات را گم کرده اعم ازاین که قبولی نوشته شده یا نشده باشدمی تواند نسخه ثانی یا ثالث یا رابع الخ را تحصیل نماید پس ازاثبات اینکه برات متعلق به اواست می تواند با دادن ضامن تادیه وجه آن را بموجب امر محکمه مطالبه کند.
ماده 264
ماده 264 - اگربا وجود تقاضایی که درمورود مواد 261 و262و263 بعمل آمده است ازتادیه وجه برات امتناع شود صاحب برات مفقود می تواند تمام حقوق خود را به موجب اعتراضنامه محفظ بدارد.
ماده 265
ماده 265 - اعتراضنامه مذکوردر ماده فوق باید درظرف بیست وچهارساعت ازتاریخ وعده برات تنظیم شده ودرمواعد وترتیبی که دراین قانون برای ابلاغ اعتراضنامه معین شده است به برات دهنده وظهرنویسها ابلاغ گردد
ماده 266
ماده 266 - صاحب برات مفقود برای تحصیل نسخه ثانی باید به ظهرنویسی که بلافضله قبل ازاوبوده است رجوع نماید.
ظهرنویس مزبورملزم است به صاحب برات اختیارمراجعه به ظهرنویس ما قبل خود داده وراهنمای کندوههمچنین هرظهرنویسی باید اختیاروجوه به ظهرنویس ما قبل خود بدهد تا به برات دهنده برسد،مخارج این اقدامات برعهده برات مفقود خواهد بود.
ظهرنویس درصورت امتناع ازدادن اختیارمسئول تادیه وجه برات وخساراتی است که برصاحب برات مفقود وارد شده است.
ماده 267
ماده 267 در صورتی که ضامن برات مفقود (رجوع به مواد 263 و 262) مدتی برای ضمانت خودمعین نکرده باشدمدت ضمان سه سال است و هرگاه درظرف این سه سال رسما مطالبه یا اقامه دعوی نشده باشد دیگرازاین حیث دعوی برعلیه اودرمحکمه مسمع نخواهد بود.
ماده 268
ماده 268 اگرمیلغی ازوجه برات پرداخته شود به همان اندازه برات -دهنه وظهرنویسها بری می شوند ودارنده برات فقط نسبت به بقیه می تواند اعتراض کند.
ماده 269
ماده 269 محکم نمی تواند بدون رضایت صاحب برات برای تادییه وجه برات مهلتی بدنه.
مبحث هشتم
تادییه وجه برات به واسطه شخص ثالث
ماده 270
ماده 270 هرشخص ثالثی می تواند ازطرف برات دهنده یا یکی ازظهرنویسها وجه برات اعتراض شده را کارسازی نماید دخالت شخص ثالث وپرداخت وجه باید دراعتراضنامه یا درذیل آن قید شود.
ماده 271
ماده 271 شخص ثالثی که وجه برات را پرداخته دارای تمام حقوق وظایف دارنده برات است.
ماده 272
ماده 272 اگروجه برات را شخص ثالث ازطرف برات دهند پرداخت تمام ظهرنویسها بری الذمه می شوندواگرپرداخت وجه ازطرف یکی ازظهرنویسها بعمل آید ظهرنویسهای بعد ازاوبری الذمه اند.
ماده 273
ماده 273 اگردوشخص متفقا هریک ازجانب یکی ازمسئولین برات برای پرداخت وجه حاضرشوند پیشنهاد آن کسی پذیرفته است که تادییه وجه ازطرف اوعده زیادتری ازمسئولین رابری الذمه می کند اگرخود محال علیه پس ازاعتراض برای تادییه وجه حاضرشود برهشخص ثالثی ترجیح دارد.
مبحث نهم
حقوق ووظایف دارنده برات
ماده 274
ماده 274نسبت به برواتی که وجه آن باید درایران به رویت یا به وعده ازرویت تادییه شود اعم ازاینکه برات درایران صادرشده باشد یا درخارجه دارنده برات مکلف است پرداخت یا قبولی آن را درظرف یکسال ازتاریخ برات مطالبه نماید والاحق رجوع به ظهرنویسها وهمچنین به برات دهنده که وجه برات را به محال علیه رسانیده است نخواهد داشت.
ماده 275
ماده 275 اگردربرات اعم ازاینکه درایران صادرشده باشد یا درخارججه برای تقاضای قبولی مدت بیشرتری یا کمتری مقررشده باشد حق دارنده برات باید درهمان مدت قبولی برات را تقاضا نماید والا حق رجوع به ظهرنویسها وبرات دهنده که وجه برات را به محال علیه رسانیده است نخواهد داشت.
ماده 276
ماده 276 اگرظهرنویسی برای تقاضای قبولی مدتی معین کرده باشد دارنده برات باید درمدت مزبورتقاضای قبولی نماید والا درمقابل آن ظهرنویس نمی تواند ازمقررات مربوطه به بروات استفاده کند.
ماده 277
ماده 277 هرگاه دارنده برات به رویت یا به وعده که دریکی ازشهرهای ایران صادروباید درمالک خارجه تادییه شود درمواعدمقرردرمواد فوق.قبولی نوشتن یا پرداخت وجه را مطالبه نکرده باشد مطابق مقررات همان مواد حق اوساقط خواهد شد.
ماده 278
ماده 278 مقرورات فوق مانع نخواهد بود که بین دارنده برات وبرات -دهنه وظهرنویسها قرارداد دیگری مقررگردد.
ماده 279
ماده 279 دارنده برات باید روزوعده وجه برات را مطالبه کند.
ماده 280
ماده 280 امتیاع ازتادییه وجه برات باید درظرف ده روزازتاریخ وعده به وسیله نوشته ای که اعتراض عدم تادییه نامیده می شود معلوم گردد.
ماده 281
ماده 281 اگروزدهم تعطیل باشد اعتراض روزبعد آن بعمل خواهد آمد.
ماده 282
ماده 282 نه فوت محال علیه ونه ورشکستگی اونه اعتراض نکولی دارنده برات را ازاعتراض عدم تادییه مستغنی نخواند کرد.
ماده 283
ماده 283 در صورتی که قبول کننده برات قبل از عوده ورشکست شود حق اعتراض برای دارنده برات باقی است.
ماده 284
ماده 284 دارنده براتی که به علت عدم تادیه اعتراض شده است باید درظرف ده روز از تاریخ اعتراض عدم تادیه را به وسیله اظهارنامه رسمی یا مراحل سفارشی دوقطبی به کسی که برات را به اواگذار نموده اطلاع دهد.
ماده 285
ماده 285 هریک از ظاهرنیسها نیز باید درظرف ده روز از تاریخ دریافت اطلاع نامه فوق آن را به همان وسیله به ظاهرنیس سابق خود اطلاع دهد.
ماده 286
ماده 286 اگر دارنده براتی که با استفاده در ایران تادیه شود و بعلت عدم پرداخت اعتراض شده بخواهد از حقی که برای اومقرد را استفاده کند باید درظرف یکسال از تاریخ اعتراض اقامه دعوی نماید.(اصلاحی 26/1/58).
ماده 249
ماده 249 برای هرگاه محل اقامت مدعی علیه خارج از محل باشد که وجه برات باید در آنجا پرداخته شود برای هرشش فرسخ یک روز اضافه خواهد شد.
ماده 287
ماده 287 در مورد برواتی که باید در خارج تادیه شود اقامه دعوی بر علیه برات دهنده و یا ظاهرنیسها مقیم ایران درظرف دوسال از تاریخ اعتراض باید عمل آید.(26/1/58).
ماده 288
ماده 288 هریک از ظاهرنیسها بخواهد از حقی که در ماده 249 به اوداده شده استفاده نماید باید مواعید که به موجب مواد 286 و 287 مقررات اقامه دعوی کندونسبت به اموعد ازفردا ابلاغ احضاریه محکمه محصول است وگروج برات را بدون اینکه بر علیه اقامه دعوی شده باشد تادیه نماید از فردا روز تادیه محصول خواهد شد.
ماده 289
ماده 289 پس از انقضاء مواعید مقرره در مورد فوق دعوی برانده برات بر ظاهرنیسها و همه جنین دعوی هریک از ظاهرنیسها برید سابق خود محکمه پذیرفته نخواهد شد.
ماده 290
ماده 290 پس از انقضاء مواعید فوق دعوی برانده و ظاهرنیسها برات بر علیه برات دهنده نیز پذیرفته نمای شود مشروط برای نکه برات دهنده ثابت نماید در سرور عهد و جه برات را به محل علیه رسائیده و در این صورت برانده برات فقط حق مراجعه به محل علیه خواهد داشت.
ماده 291
ماده 291 اگر پرس از انقضاء مواعید که برای اعتراض وابلاغ اعتراض نامه یا برای اقامه دعوی مقرر است برات دهنده یا هریک از ظاهرنیسها به طریق محاسبه یا عنوان دیگرو جهی را که برای تادیه برات به محل علیه رسائیده بود مسترد دارد برانده برات برخلاف مقررات دو ماده قبل حق خواهد داشت که بر علیه دریافت کننده و جه اقامه دعوی نماید.
ماده 292
ماده 292 پس از اقامه دعوی محکمه مکلف است به مجرد تقاضای برانده براتی که به علت عدم تادیه اعتراض شده است معادل و جه برات ازاموال مدعی علیه به عنوان تامین توقف نماید.
مبحث دهم
دراعتراض(پروتست)
ماده 293
ماده 293 اعتراض در موارد ذیل بعمل می آید:
1 - در مورد نکول.
2 - در مورد امتناع از قبول یا نکول.
3 - در مورد عدم تادیه.
اعتراض نامه باید دریک نسخه تنظیم و بموجب امر محکمه با دایت به توسعه مامور اجراء به محل اقامت اشخاص ذیل ابلاغ شود:
1 - محل علیه.
2 - اشخاص که در برات برای تادیه وجود عندا لاقتضاء معین شده است.
3 - شخص ثالث که برات را قبول کرده است.
52
اگر در محلی که اعتراض بعمل می آید محکمه به دایت نباشد وظایف اوبا رعایت ترتیب بعهده امین صلح یا رئیس ثبت اسناد یا حاکم محل خواهد بود.
ماده 294
ماده 294_ اعتراضنامه باید مراتب ذیل را دارا باشد:
1 - سواد کامل برات با کلیه محتویات آن اعم از قبولی وظهرنویسی وغیره.
2 - امر به تادییه وجه برات.
ماموراجراباید حضوریا غیاب شخصی که باید وجه برات را بدهد وعلل امتناع ازتادیه یا ازقبول وهمچنین علل عدم امکان امضایا امتناع ازمضاءرا درذیل اعتراضنامه قید وامضاء کند.
ماده 295
ماده 295_ هیج نوشته ای نمی تواند ازطرف دارنه برات جای گیراعتراضنامه شود مگردرمواد مندرجه درمواد
261 - 263 راجع به مفقود شدن برات.
ماده 296
ماده 296_ ماموراجراباید سواد صحیح اعتراضنامه را به محل اقامت اشخاص مذکوردر ماده 293 بدهد.
ماده 297
ماده 297_ دفتر محکمه یا دفتر مقاماتی که وظیفه محکمه را انجام می دهدن باید مفاد اعتراضنامه را روزبه روزبه ترتیب تاریخ ونمره دردفتر مخصوصی که صفحات آن به توسط رئیس محکمه یا قائم مقام اونمره وامضاء شده است ثبت نمایند درصورتی که محل اقامت برات دهنده یا ظهرنویس اولی درروی برات قید شده باشد دفترمحکمه باید آنها را توسط کاغذ سفارشی ازعلل امتناع ازتادیه مستحضرسازد.
مبث یازدهم
برات رجوعی
ماده 298
ماده 298_ برات رجوعی براتی است که دارنه برات اصلی پس ازاعتراض برای دریافت وجه آن ومخارج صدور اعتراضنامه وتفاوت نرخ بعهده برات دهنده یا یکی ازظهرنویسها صادرمی کند.
ماده 299
ماده 299_ اگربرات رجوعی بعهده برات دهنده اصلی صادرشود تفاوت بین نرخ مکان تادییه برات اصلی ونرخ مکان صدور آن بعهده اوخواهد بود واگربرات رجوعی به عهده یکی ازظهرنویسها صادرشود مشارالیه باید ازعهده تفاوت نرخ مکانی که برات اصلی را درآن جا معامله یا تسلیم کرده است ونرخ مکانی که برات رجوعی درآنجا صادرشده است برآید.
ماده 300
ماده 300_ به برات رجوعی باید صورت حسابی (حساب بازگشت) ضمیمه شود، درصورتحساب مزبور مراتب ذیل قید می گردد-
1 - اسم شخصی که برات رجوعی بعهده اوصادرشده است.
2 - مبلغ اصلی برات اعتراض شده.
3 - مخازج اعتراضنامه وسایرمخازج معموله ازقبل حق العمل صراف ودلال وجه تمبرومخازج پست وغیره.
4 - مبلغ تفاوت نرخهای مذکوردر ماده (299)
ماده 301
ماده 301_ صورت حساب مذکوردر ماده قبل باید توسط دونفرتاجرتصدیق شود علاوه لازم است برات اعتراض شده وسواد مصدقی ازاعتراض نامه به صورت حساب مزبور ضمیمه گردد.
ماده 302
ماده 302_ هرگاه برات رجوعی بعهده یکی ازظهرنویسها صادرشود علاوه برمراتب مذکوردرمواد 300 و 301 باید تصدق نامه که تفاوت بین نرخ مکان تادییه برات اصلی ومکان صدور آن را معین نماید ضمیمه شود.
ماده 303
ماده 303_ نسبت به یک برات صورتحساب بازگشت متعدد نمی توان ترتیب داد واگربرات رجوعی بعهده یکی ازظهرنویسها صادرشده باشد حساب بازگشت متوالیابه توسط ظهرنویسها پرداخته می شود تا به برات دهنده اولی برسد.
تحمیلات براتهای رجوعی را نمی توان تمام بریکنفروارد ساخت هریک ازظهرنویسها وبرات دهنده اولی فقط عهده داریک خرج است.
ماده 304
ماده 304_ خسارت تخیرتادییه مبلغ اصلی برات که بواسطه عدم تادییه اعتراض شده است ازروزاعتراض وخسارتماخیرتادییه مخازج اعتراض ومخازج برات رجوعی فقط ازروزاقمه دعوی محصوب می شود.
53
مبحث دوازدهم
قوانین خارجی
ماده 305
ماده 305 در مورد برواتی که در خارج ایران صادر شده شرایط اساسی برات تابع قوانین مملکت صدور است.
هر قسمت از سایر تعهدات برآتی (تعهدات ناشی از ظهرونویسی ضمانت قبولی و غیره) نیز که در خارج به وجود آمده تابع قوانین مملکتی است که تعهد در آن جا وجود پیدا کرده است معذالک اگر شرایط اساسی برات مطابق قانون ایران موجود و یا تعهدات برآتی موافق قانون ایران صاحب باشد کسانی که در ایران تعهداتی کرده اند حق استناد به این ندارند که شرایط اساسی برات یا تعهدات برآتی مقدم برتعهد آنها مطابق با قوانین خارجی نیست.
ماده 306
ماده 306 اعتراض و بطرکلی هرقدامی که برای حفظ حقوق ناشیه از برات واستفاده ازآن در خارجه باید بعمل آید تابع قوانین مملکتی خواهد بود که آن اقدام باید در آنجا بشود.
فصل دوم
در فته طلب
ماده 307
ماده 307 فته طلب سندی است که بموجب آن امضاء کننده تعهد می کند مبلغی در موعود معین یا عنداالمطالبه دروجه حامل یا شخص معین ویا به حواله کرد آن شخص کارسازی نمایید.
ماده 308
ماده 308 فته طلب علاوه بر امضاءی مهر باید دارای تاریخ و متضمن مراتب ذیل باشد:
1 - مبلغی که باید تادیه شود با تمام حروف.
2 - گیرنده وجه.
3 - تاریخ پرداخت.
ماده 309
ماده 309 تمام مقررات راجع به بروات تجارتی (ازمیحت چهارم الی آخر فصل اول این باب) در مورد فته طلب نیز لازم الرعایه است.
فصل سوم
چک
ماده 310
ماده 310 چک نوشته ای است که بموجب آن صادر کننده وجوهی را که در نزد محال علیه دارد کلا یا بعضی مسترد یا به دیگری واگذار می نمایید.
ماده 311
ماده 311 در چک باید محل و تاریخ صدور قید شده و به امضای صادر کننده بر سد، پرداخت وجه نبایدو عده داشته باشد.
ماده 312
ماده 312 چک ممکن است دروجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد باشد ممکن است به صرف امضاء در ظهر به دیگری منتقل شود.
ماده 313
ماده 313 وجه چک باید به محض ارائه کارسازی شود.
ماده 314
ماده 314 صدور چک و لواینکه از محلی به محل دیگرباشد ذاتا عمل تجارتی محسوب نیست لیکن مقررات این قانون از ضمانات صادر کننده و ظهرنویسها و اعتراض واقامه دعوی و ضمان ومفقود شدن راجع به بروات شامل چک نیز خواهد بود.
ماده 315
ماده 315 اگر چک در همان مکانی که صادر شده است باید تادیه گرد دارنده چک باید در ظرف پانزده روز از تاریخ صدور وجه آن را مطالبه کند و اگر زایین نقطه به نقطه دیگرایران صادر شده باشد باید در ظرف چهل و پنج روز از تاریخ صدور چک مطالبه شود.
اگر دارنده چک در ظرف مواعد مذکوره در این ماده پرداخت وجه آن را مطالبه نکند دیگری دعوی اوبرعلیه ظهرنویس مسموع نخواهد بود و اگر وجه چک به سببی که مربوط به محال علیه است از بین برود دعوی دارنده چک بر علیه صادر کننده نیز در محکمه مسموع نیست.
ماده 316
ماده 316 کسی که وجه چک را دریافت می کند باید ظهر آن را امضاءیا مهر نماید اگرچه چک دروجه حامل باشد.
ماده 317
ماده 317_ مقررات راجع به چک هایی که در ایران صادر شده است در مورد چک هایی که از خارجه صادر شده واباید در ایران پرداخته شود نیز رعایت خواهد داشت لیکن مهلتی که در ظرف آن دارند چک می تواند وجه چک رامطالبه کند چهارماه از تاریخ صدور است.
فصل چهارم
در مرور زمان
ماده 318
ماده 318_ دعاوی راجع به برات و فته طلب و چک که ازطرف تجاری برای امور تجارتی صادر شده پس از انقضای پنج سال از تاریخ صدور اعتراض نامه و با آخرین تعقیب قضائی در محکم مسموع نخواهد بود مگراین که در ظرف این مدترسم اقرار بدین واقع شده باشد که در این صورت مبدأ مرور زمان از تاریخ اقرار محصول است. در صورت عدم اعتراض مدترمرور زمان از تاریخ انقضای مهلت اعتراض شروع می شود.
تبصره
تبصره - مفاد این ماده در مورد بروات و چک و فته طلب های که قبل از تاریخ اجرای قانون تجارت مصوب 25 دلو 304 و 12 فروردین و 12 خرداد 1304 صادر شده است قبل اجراء نبوده واین اسناد از حیث مرور زمان تابع مقررات مربوطه مرور زمان راجع به اموال منقوله است.
ماده 319
ماده 319_ اگر وجه برات یافته طلب یا چک رانتوان به واسطه حصول مرور زمان پنج سال مطالبه کرد دارند بر تابع یافته طلب یا چک می تواند تا حصول مرور زمان اموال منقوله وجه آن را از کسی که به ضرراوا استفاده بلا جهت کرده است مطالبه نمایید.
تبصره
تبصره - حکم فوق در مورد نیز جاری است که برات یافته طلب یا چک یکی از شرایط اساسی مقردراین قانون را فاقد باشد.
باب پنجم
اسناد دروجه حامل
ماده 320
ماده 320_ دارند هرسند در وجه حامل مالک و برای مطالبه وجه آن محک محسوب می شود مگر در صورت ثبوت خلاف معذل ک اجر مقامات صلاحیت دار قضائی یا پلیس تادیه وجه آن سندا منع کند تادیه و جه به حامل مدیون را نسبت به شخص ثالثی که ممکن است سندا متعلق به اوباشد بری نخواهد کرد.
ماده 321
ماده 321_ جز در مورد که حکم بطلان سندا صادر شده مدیون سندا دروجه حامل مکلف به تادیه نیست مگر در مقابل اخذ سندا.
ماده 322
ماده 322_ در صورت عدم شدن سندا در وجه حامل که دارای ورقه های کوپن یا دارای ضمیمه ای برای تجدیداوراق کوپن باشد وهمچین در صورت عدم شدن سندا دروجه حامل که خود سندا به دارند آن حق میدهد ربح یا منفعتی را مرتب دریافت کند برای اصدار حکم بطلان مطابق مقررات ذیل عمل خواهد شد.
ماده 323
ماده 323_ مدعی باید در محکمه محل اقامات مدیون معلوم نماید سندا در تصرف اوبوده و فعلا گم شده است اگر دعوی فقط اوراق کوپن یا ضمیمه مربوط به سندا خود را گم کرد باشد ابراز خود سندا کافیست.
ماده 324
ماده 324_ اگر محکمه ادعای مدعی را بنا بر اواعض واحوال قابل اعتماد دانست باید بوسیله اعلان در جرای به دارند مجهول سندا اختار کند، هر گاه از تاریخ انتشار اولین اعلان تا سه سال سندا را ابراز نمود حکم بطلان آن صادر خواهد شد محکمه می تواند لذی الاقضاء مدتی بیش از سه سال تعیین کند.
ماده 325
ماده 325_ به تقاضای مدعی محکمه می تواند به مدیون قدمن کند که وجه سندا را به کسی نپردازد مگر پس از گرفتن ضامن یا تامینی که محکمه تصویب نمایید.
ماده 326
ماده 326_ در مرور گم شدن اوراق کوپن ها یی که در ضمن جریان دعوی لازم التادی می شود به ترتیب مقردرمواد 332 و 333 عمل خواهد شد.
ماده 327
ماده 327_ اخطار مذکور در ماده 324 باید سه دفعه در مجله رسمی منتشر شود. محکمه می تواند بعلاوه علان در جرای دیگر را نیز مقرر دارد.
ماده 328
ماده 328_ اگر پیس ازاعلان فوق سند مفقود ابرازشود محکمه به مدعی مهلت مناسبی داده واخطارخواهد کرد که هرگاه تا انقضای مهلت دعوی خود را تعقیب ودلائل خود را ظاهرنکند محکوم شده وسند به ابرازکننده آن مسترد خواهد گردید.
ماده 329
ماده 329_ اگر درظرف مدتی که مطابق ماده 324 مقرروعلان سند ابرازنگرد محکمه حکم بطلان آن را صادرخواهد نمود.
ماده 330
ماده 330_ ابطال سند فورب ه وسیله درج درمجله رسمی وهروسیله دیگری که محکمه مقتضی بداند به اطلاع عموم خواهد رسید.
ماده 331
ماده 331_ پس ازصدورحکم ابطال مدعی حق دارد تقاضا کند بخرج اوسنجد جدید یالدی الاقتضاءاوراق کوین تازه به اوبدهنداگرسندهال شده باشد مدعی حق تقاضای تادیه خواهددادشت.
ماده 332
ماده 332_ هرگاه سندمگم شده ازاسنادمدzkوردرماده 322 نباشدبه ترتیب ذیل رفتارخواهدید- محکمه درصورتی که ادعای مدعی سبق تصرف وگم کردن سند را قابل اعتماد دید حکم می دهد مدیون وجهه سند را فورا درصورتی که حال باشدپس ازانقضاءاجل درصورت موجل بودن،به صندوق عدلیه بسباردد.
ماده 333
ماده 333_ اگر قبل انقضایی مدتمورزمانی که وجه سند مفقود پس ازاآن مدتاقابل مطالبه نیست سند ابرازشد مطابق ماده 328 رفتاروالا وجهی که درصندوق عدلیه امانت گذاشته شده به مدعی داده می شود.
ماده 334
ماده 334_ مقررات این باب شامل اسکناس نیست.
باب ششم
دلالی
فصل اول - کلبات
ماده 335
ماده 335_ دلال کسی است که درمقابل اجرت واسطه انجام معاملاتی شده یا برای کسی که میخواهد معاملاتی نماید طرف معامله پیبدا میکند.اصولا قرارداد دلالی تابع مقررات راجع به وکالت است.
ماده 336
ماده 336_ دلال می تواند دررشته های مختلف دلالی نموده وشخصا نیزتجارت کند.
ماده 337
ماده 337_ دلال باید درنهایت صحت واوروی صداقت طرفین معامله را ازجزئیات راجعه به معاملات مطلع سازدولواینکه دلالی را فقط برای یکی ازطرفین بکند دلال درمقابل هریک ازطرفین مسئول تقلب وتقصیرات خود می باشد.
ماده 338
ماده 338_ دلال نمی تواند عوض یکی ازطرفین معامله قبض وجه یا تادیه دین نماید ویا آنکه تعهدات آنها را بموقع اجراءگذارد مگراینکه اجازه نامه مخصوصی داشته باشد.
ماده 339
ماده 339_ دلال مسئول تمام اشیاءواسنادی است که درضمن معاملات به اوداده شده مگراینکه ثابت نماید که ضایع یا تلف شدن اشیاءیا اسناد مزبورمربوط به شخص اونبوده است.
ماده 340
ماده 340_ درموردی که فروش ازروی نمونه باشد دلال باید نمونه مال التجاره را تاموقع ختم معامله نگاه بدارد مگراینکه طرفین معامله اورا ازاین قید معاف دارند.
ماده 341
ماده 341_ دلال می تواند درزمان واحد برای چند آمدریک رشته یا رشته های مختلف دلالی کند ولی دراین صورت باید آمرین را ازاین ترتیب واموردیگری که ممکن است موجب تغییررای آنها شود مطلع نماید.
ماده 342
ماده 342_ هرگاه معامله به توسط دلال واقع ونوشتجات واسنادی راجع به آن معامله بین طرفین به توسط اورد وبدل شود درصورتی که امضها راجع به اشخاصی باشد که به توسط اومعامله را کرده اند دلال ضامن صحت واعتباراضهام نوشتجات واسناد مزبوراست.
ماده 343
ماده 343_ دلال ضامن اعتباراشخصایی که برای آنها دلالی می کند وضامن اجرای معاملاتی که به توسط اومنی شود نیست.
ماده 344
ماده 344_ دلال درخصوص ارزش یا جنس مال التجاره ای که مورد معامله بوده مسئول نیست مگراینکه ثابت شود تقصیرازجانب اوبدوه.
ماده 345
ماده 345_ هرگاه طرفین معامله یا یکی ازآنها به اعتبارتعهد شخص دلال معامله نمود دلال ضامن معامله است.
مداده 346 در صورتی که دلال در نقص معامله منتفع یا سهیم باشد باید به طرفی که این نکته را نمی داند اطلاع دهد و لاأ مسئول خسارات وارد به وعلو به پانصد تا سه هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.
مداده 347 در صورتی که دلال در معامله سهیم باشد با آمرخود متضامنا مسئول اجرای تعهد خواهد بود.
فصل دوم
اجرت دلال ومخارج
مداده 348 دلال نمی تواند حق دلایل را مطالبه کند مگر در صورتی که معامله به راهنمائی یا وساطت اوتمام شده باشد.
مداده 349 اگر دلال برخلاف وظیفه خود نسبت به کسی که به او ماموریت داده بنفع طرف دیگر معامله اقدام نمایدوی برخلاف عرف تجاری محل ازطرف مزبور وجهی دریافت ویا وعده وجهی را قبول کند مستحق اجرت ومخارجی که کرده نخواهد بود. بعلاوه محکوم به مجازات مقرر برای خیانت درامانت خواهد شد.
مداده 350 هرگاه معامله مشروط به شرط تعلیقی باشد دلال پس از حصول شرط مستحق اجرت خواهد بود.
مداده 351 اگر شرط شده باشد مخارجی که دلال می کند به او داده شود دلال مستحق اخذ مخازج خواهد بود ولو آنکه معامله سرنگیرد.
همین ترتیب درموردی نیز جاری است که عرف تجارتی محل به پرداخت مخارجی که دلال کرده حکم کند.
مداده 352 در صورتی که معامله به رضایت طرفین با به واسطه یکی از خیارات قانونی فسخ بشود حق مطالبه دالای از دلال سلب نمیشود مشروط براینکه فسخ معامله مستند به دلال نباشد.
مداده 353 دلالی معاملات ممنوعه اجرت ندارد.
مواده 354 و 355 با توجه به ماده 13 قانون دلالان مصوب سال 1317 و آین نامه دلالان معاملات ملکی مصوب سال 1319 با اصلاحیه های بعدی، نسخ گردید
فصل سوم – دفتر
مداده 356 هر دلال باید دفتری داشته و کلیه معاملاتی را که به دالای اوانجام گرفته به ترتیب ذیل درآن ثبت نماید:
1 - اسم متعاملین
2 - مالی که موضوع معامله است.
3 - نوع معامله.
4 - شرایط معامله با تشخیص به اینکه تسلیم موضوع معامله فوری است یا به وعده است.
5 - عوض مالی که باید پرداخته شود وتشخیص اینکه فوری است یا به وعده است وجه نقد است یا مال التجاره یا برات در صورتی که برات باشد به رویت است یا به وعده.
6 - امضاء طرفین معامله مطابق مقررات نظام نامه وزارت عدلیه. دفتر دلالی تابع کلیه مقررات راجع به دفاتر تجارتی است.
باب هفتم
حق العمل کاری (کمیسیون)
مداده 357 حق العمل کارکسی است که به اسم خود ولی به حساب دیگری (آمر) معاملاتی کرده و در مقابل حق العملی دریافت می دارد.
مداده 358 جز در مواردی که بموجب مواد ذیل استثناء شده مقررات راجع به وکالت درحق العمل کاری نیز رعایت خواهد شد.
مداده 359 حق العمل کار باید آمرا از جریان اقدامات خود مستحضر داشته و مخصوصا در صورت انجام ماموریت این نکته را به فوریت به اواطلاع دهد.
ماده 360
ماده 360_ حق العمل کارمکلف به بیمه کردن اموالی که موضوع معامله است نیست مگراینکه آمردستورداده باشد.
ماده 361
ماده 361_ اگرمال التجاره ای که برای فروش نزد حق العمل کاررسال شده دارای عیوب ظاهری باشد حق العمل کارباید برای محفوظ داشتن حق رجوع برعلیه متصدی حمل ونقل وتعین میزان خسارت بحری(آواری) به وسائل مقتضیه ومحافظت مال التجاره اقدامات لازمه بعمل آورده وامررا ازاقدامات خود مستحضرکند والا مسئول خسارات ناشییه ازیین غفلت خواهد بود.
ماده 362
ماده 362_ اگربیع فسادسریع مال التجاره ای رودکه نزدحق العمل کاربرای فروش ارسال شده حق العمل کارمی تواند وحتی درصورتی که منافع آمرایجاب کندمکلف است مال التجاره را با اطلاع مدعی العموم محلی که مال التجاره درآنجا است یا نماینده اوبه فروش برساند.
ماده 363
ماده 363_ اگرحق العمل کارمال التجاره را به کمترازحداقل قیمتی که آمرمعین کرده بفروش رساند مسئول تفاوت خواهد بود مگراینکه ثابت نماید ازضربیشتری احترازکرده وتحصیل اجازه آمردرموقع مقدورنبوده است.
ماده 364
ماده 364_ اگرحق العمل کارتقصیرکرده باشد باید ازعهده کلیه خساراتی نیزکه ازعدم رعایت دستورآمرناشی شده برآید.
ماده 365
ماده 365_ اگرحق العمل کارمال التجاره را به کمترازقیمتی که آمرمعین بخرد یا به بیشترازقیمتی که آمرتعیین نموده به فروش برساند حق استفاده ازتفاوت نداشته وباید آن را درحساب آمرمحسوب دارد.
ماده 366
ماده 366_ اگرحق العمل کاربدون رضایت آمرمالی را به نسیه بفروشد یا پیش قسطی دهد ضررهای ناشیه ازآن متوجه خود اوخواهد بود معذلک اگرفوش نسیه داخل درعرف تجارتی محل باشد حق العمل کارمادون به آن محصوب می شود مگردصورت دستورمخالف آمر.
ماده 367
ماده 367_ حق العمل کاردرمقابل آمرمسئول پرادخت وجوه ویا انجام سایرتعهدات طرف معامله نیست مگراینکه مجازدرمعامله به اعتبارنبوده ویا شخصا ضمانت طرف معامله را کرده ویا عرف تجارتی بلد اورا مسئول قاردهد.
ماده 368
ماده 368_ مخارجی که حق العمل کارکرده وبرای انجام معامله ونفع آمرلازم بوده وهمجنین هرمساعده که به نفع آمرداده باشد باید اصلا ومنفعه به حق العمل کارمسترد شود.حق العمل کارمی تواندمخارج انبارداری وحمل ونقل رانیزبه حساب آمرگذارد.
ماده 369
ماده 369_ وقتی حق العمل کارمستحق حق العمل می شود که معامله اجراءشده ویا عدم اجرای آن مستند به فعل آمرباشد نسبت به اموری که درنتیجه علل دیگری انجام پذیرنشده حق العمل کاربرای اقدامات خود فقط مستحق اجرتی خواهد بود که عرف وعادت محل معین می نماید.
ماده 370
ماده 370_ اگرحق العمل کارنادرستی کرده ومخصوصا موردی که به حساب آمرقیمتی علاوه برقیمت خرید ویا کمترازقیمت فروش محصوب دارد مستحق حق العمل نخواهد بود بعلاوه دردصورت اخیرآمرمی تواند خود حق العمل کاررا خریداریا فروشنده محصوب کند.
تبصره
تبصره - دستورفوق مانع ازاجرای مجازاتی که برای خیانت درامانت مقررات است نیست.
ماده 371
ماده 371_ حق العمل کاردرمقابل آمربرای وصول مطالبات خود ازاونسبت به اموالی که موضوع معامله بوده ویا نسبت به قیمتی که اخذ کرده حق حبس خواهد داشت.
ماده 372
ماده 372_ اگرفوش مال ممکن نشده ویا آمرازاجازه فروش رجوع کرده ومال التجاره را بیش ازحد متعارف نزد حق العمل کاربگذارد حق العمل کارمی تواند آنرا با نظارت مدعی العموم بدایت محل یا نمایند اوبطریق مزایده به فروش برساند.اگرآمردر محل نبوده ودرآنجا نماینده نیزنداشته باشد فروش بدون حضوراوا نماینده اوبعمل خواهد آمد ولی درهرحال قبلاباید به اوخطاریه رسمی ارسال گردد مگراینکه اموال ازجمله اموال سریع الفساد باشد.
ماده 373
ماده 373_ اگرحق العمل کارماموربه خرید یا فروش مال التجاره یا استند تجارتی یا سایراوراق بهادری باشد که مظنه بورسی یا بازاری دارد می تواند چیزی را که ماموربه خرید آن بوده خود شخصا به عنوان فروشنده تسلیم بکند ویا چیزی را که ماموربه فروش آن بوده شخصا بعنوان خریدارنگاهدارد مگراینکه آمردستورمخالفی داده باشد.
ماده 374
ماده 374 درمورد ماده فوق حق العمل کارباید قیمت را برطاق مظنه بورسی یا نرخ بازاردرروزی که وکالت خود را انجام می دهد منظوردارد وحق خواهد داشت که هم حق العمل وهم مخارج عادیه حق العمل کاری را برداشت کند.
ماده 375
ماده 375 درهرموردی که حق العمل کارشخصا می تواند خریداریا فروشنه واقع شود اگرانجام معامله را به آمربدون تعین طرف معامله اطلاع دهد خود طرف معامله محسوب خواهد شد.
ماده 376
ماده 376 اگرا مازامرخود رجوع کرده وحق العمل کارقبل ازاردال خبرمعامله ازاین رجوع مستحضرگرددیگرنمی تواند شخصا خریداریا فروشنه واقع شود.
باب هشتم
قرارداد حمل ونقل
ماده 377
ماده 377 متصدی حمل ونقل کسی است که درمقابل اجرت حمل اشیاءرا به عهده می گیرد.
ماده 378
ماده 378 قرارداد حمل ونقل تابع مقررات وکالت خواهد بود مگردمواردی که ذیلا استثناءشده باشد.
ماده 379
ماده 379 ارسال کننده باید نکات ذیل را به اطلاع متصدی حمل ونقل پرساند آدرس صحیح مرسل الیه، محل تسلیم مال، عدل، یا بسته وطرزعدل بندی، وزن ومحتوی عدلها، مدتی که مال باید درآن مدت تسلیم شود راهی را که حمل باید ازآن را بعمل آید. قیمت اشیائی که گرانبها است خسارات ناشییه ازعدم تعین نکات فوق ویا ازتعین آنها به غلط متوجه ارسال کننده خواهد بود.
ماده 380
ماده 380 ارسال کننده باید مواظبت نماید که مال التجاره طرزمناسبی عدل بندی شود. خسارات بحری (آواری) ناشی ازعیوب عدل بندی بعهده ارسال کننده است.
ماده 381
ماده 381 اگرعدل بندی عیب ظاهری داشته ومتصدی حمل ونقل مال را بدون قید عدم مسئولیت قبول کرده باشد مسئول آواری خواهد بود.
ماده 382
ماده 382 ارسال کننده می تواند مادام که مال التجاره درید متصدی حمل ونقل است آن را با پرداخت مخارجی که متصدی حمل ونقل کرده و خسارات اوپس بگیرد.
ماده 383
ماده 383 درموراد ذیل ارسال کننده نمی تواند ازحق استرداد مذکوردر ماده 382 استفاده کند:
1- درصورتی که برنامه ای توسط ارسال کننده تهییه و به وسیله متصدی حمل ونقل به مرسل الیه تسلیم شده باشد.
2- درصورتی که متصدی حمل ونقل رسیدی به ارسال کننده داده وارسال کننده نتواندآن را پس دهد.
3- درصورتی که متصدی حمل ونقل به مرسل الیه اعلام کرده باشد که مال التجاره به مقصد رسیدیه وباید آنرا تحویل گیرد.
4- درصورتی که پس ازوصول مال التجاره به مقصد مرسل الیه تسلیم آن را تقاضا کرده باشد. دراین موارد متصدی حمل ونقل باید مطابق دستورمرسل الیه عمل کند. معذالک اگرمتصدی حمل ونقل رسیدی به ارسال کننده داده مادام که مال التجاره به مقصد نرسیده مکلف به رعایت دستورمرسل الیه نخواهد بود مگراینکه رسید به مرسل الیه تسلیم شده باشد.
ماده 384
ماده 384 اگرمرسل الیه مال التجاره را قبول نکدویامخارج وسایرمطالبات متصدی حمل ونقل بابت مال التجاره تادییه نشود ویابه مرسل الیه دسترسی نباشد متصدی حمل ونقل باید مراتب را به اطلاع ارسال کننده رسانیده ومالم التجاره را موقتا نزد خود بطورامانت نگاهداشته ویابنزد هرتالثی امانت کذارد ودرهردوصورت مخارج وهرنقص وعیب بهعهده ارسال کننده خواهد بود. اگرارسال کننده ویامرسل الیه درمدت مناسبی تکلیف مال التجاره را معین نکند متصدی حمل ونقل می تواند مطابق ماده 362 آن را بفروش رساند.
ماده 385
ماده 385 اگرمال التجاره درمعرض تضییع سریع باشد ویابقیمتی که می توان برای آن فرض کرد با مخارجی که برای آن شده تکافونماید متصدی حمل ونقل باید فورا مراتب را به اطلاع مدعی العموم بدایت محل یا نماینده اورسانیده وبانظارت اومال را به فروش بررساند. حتی المقدورارسال کننده ومرسل الیه را باید ازاینکه مال التجاره به فروش خواهد رسید مسبوق نمود.
ماده 386
ماده 386_ اگرمال التجاره تلف یا گم شود متصدی حمل ونقل مسئول قیمت آن خواهد بود مگراینکه ثابت نماید
ماده 387
ماده 387_ درمورد خسارات ناشیه ازتخیرتسلیم یا نقص یا خسارات بحری (آواری)مال التجاره نیزمتصدی حمل ونقل در حدود ماده فوق مسئول خواهد بود.
ماده 388
ماده 388_ متصدی حمل ونقل مسئول حوادث وتقصیراتی است که درمدت حمل ونقل واقع شده اعم ازاینکه خود مباشرت به حمل ونقل کرده ویا حمل ونقل کنده دیگری را مامور کرده باشد.
ماده 389
ماده 389_ متصدی حمل ونقل باید به محض وصول مال التجاره مرسل الیه را مستحضرنماید.
ماده 390
ماده 390_ اگرمرسل الیه میزان مخارج وسایروجوهی را که متصدی حمل ونقل بابت مال التجاره مطالبه می نماید قبول نکندحق تقاضای تسلیم مال التجاره را نخواهد داشت مگراینکه مبلغ متنازع فیه را تا ختم اختلاف درصندوقد عدلیه امانت گذارد.
ماده 391
ماده 391_ اگرمال التجاره بدون هیج قیدی قبول وکرایه آن تادییه شود دیگبرعلیه متصدی حمل ونقل دعوی پذیرفته نخواهد شد مگردمرورد تدلیس یا تقصیرعمده بعلاوه متصدی حمل ونقل مسئول آواری غیرظاهرنیزخواهد بود درصورتی که مرسل الیه آن آواری را درمدتی که مطابق اوضاع واحوال رسیدگی مال التجاره ممکن بود بعمل آید ویا بایستی بعمل آمده باشد مشاهده کرده وفورا پس ازمشاهده به متصدی حمل ونقل اطلاع دهد.درهرحال این اطلاع باید منتها تا هشتم روزبعد ازتحویل گرفتن مال التجاره داده شود.
ماده 392
ماده 392_ درهرموردی که بین متصدی حمل ونقل ومرسل الیه اختلاف باشد محکمه صلاحیتدار محل می تواند به تقاضای یکی ازطرفین امردهد مال التجاره نزد ثالثی امانت گذارده شده ویا لدی الاقتضاءفروخته شود.درصورت اخیرفروش باید پس ازتنظیم صورت مجلسی حاکی ازآنکه مال التجاره درچه حال بوده بعمل آید.
بوسیله پرداخت تمام مخارج ووجوهی که بابت مال التجاره ادعامی شود ویاسپردان آن به صندوق عدلیه ازفروش مال التجاره می توان جلوگیری کرد.
ماده 393
ماده 393_ نسبت به دعوی خسارت برعلیه متصدی حمل ونقل مدت مرورزمان یک سال است.مبدای این مدت درصورت تلف یا گم شدن مال التجاره ویا تخیردرتسلیم روزی است که تسلیم بایستی درآن روزبعمل آمده باشد ودصرورت خسارات بحری (آواری)روزی که مال به مرسل الیه تسلیم شده.
ماده 394
ماده 394_ حمل ونقل بوسیله پست تابع مقررات این باب نیست.
باب نهم
قائم مقام تجارتی وسایرنمایندگان تجارتی
ماده 395
ماده 395_ قائم مقام تجارتی کسی است که رئیس تجارتخانه اورا برای انجام کلیه امورمربوطه به تجارت خانه یا یکی ازشعب آن نایب خود قرارداده وامضای اوبرای تجارتخانه الزام آوراست.سمت مزبورممکن است کتب داده شود.
یا عملا.
ماده 396
ماده 396_ تجدید اختیارات قائم مقام تجارتی درمقابل اشخاصی که ازاان اطلاع نداشته اند معترنیست.
ماده 397
ماده 397_ قائم مقامی تجارتی ممکن است به چند نفرمجتمعا داده شود با قید اینکه تا تمام امضاءنکنند تجارتخانه ملزم نخواهد شد ولی درمقابل اشخاص ثالثی که ازاین قید اطلاع نداشته اند فقط درصورتی می توان ازاان استفاده کرد که این قید مطابق مقررات وزارت عدلیه به ثبت رسیده واعلان شده باشد.
ماده 398
ماده 398_ قائم مقام تجاری بدون اذن رئیس تجارتخانه نمیتواند کسی را در کلیه کارهای تجارت خانه نایب خود قراردهد.
ماده 399
ماده 399_ عزل قائم مقام تجاری که وکالت او به ثبت رسیده واعلان شده باید مطابق مقررات وزارت عدلیه به ثبت رسیده واعلان شود.
ماده 400
ماده 400_ با فوت یا حجر رئیس تجارتخانه قائم مقام تجاری منعزل نیست با انحلال شرکت قائم مقام تجاری منعزل است.
ماده 401
ماده 401_ وکالت سایر کسانی که در قسمتی ازامور تجارت خانه یا شعبه تجارتخانه سمت نمایندگی دارند تابع مقررات عمومی راجع به وکالت است.
باب دهم
ضمان
ماده 402
ماده 402_ ضامن وقتی حق دارد از مضمون له تقاضا نماید که بدو به مدیون اصلی رجوع کرده و در صورت عدم وصول طلب به ارجاع نماید که بین طرفین (خواه ضمن قرارداد مخصوص خواه درخود ضمانت نامه) این ترتیب مقرر شده باشد.
ماده 403
ماده 403_ در کلیه مواردی که بموجب قوانین یا موافق قراردادهای خصوصی ضمان تضامنی باشد طلبکارمی تواند به ضامن و مدیون اصلی مجتمعا رجوع کرده یا پس از رجوع به یکی از آنها و عدم وصول طلب خود برای تمام یا بقیه طلب به دیگری رجوع نماید.
ماده 404
ماده 404_ حکم فوق در موردی نیز جاری است که چند نفر به موجب قرارداد یا قانون متضامنا مسئول انجام تعهدی باشد.
ماده 405
ماده 405_ قبل از رسیدن اجل دین اصلی ضامن ملزم به تادیه نیست و لواین که با استه و روشکستگی یا فوت مدیون اصلی دین موجل احوال شده باشد.
ماده 406
ماده 406_ ضمان حال از قاعده فوق مستثنی است.
ماده 407
ماده 407_ آگر حق مطالبه دین اصلی مشروط به اختار قبلی است این اختارنسبت به ضامن نیز باید بعمل آید.
ماده 408
ماده 408_ همین که دین اصلی به نحوی از انحاء ساقط شد ضامن نیز بر میشود.
ماده 409
ماده 409_ همین که دین حال شد ضامن میتواند مضمون له را به دریافت طلب یا انصراف از ضمان ملزم کند و لوضمان موجل باشد.
ماده 410
ماده 410_ استنکاف مضمون له از دیرافت طلب یا امتناع از تسلیم و ثیقه اگر دین با وثیقه بوده ضامن را فورا وبخودی خود بری خواهد ساخت.
ماده 411
ماده 411_ پس از آنکه ضامن دین اصلی را پردخات مضمون له باید تمام استند ومدارگی را که برای رجوع ضامن به مضمون عنه لازم و مفید است به اوداده و اگر دین اصلی با وثیقه باشد آن را به ضامن تسلیم نماید، اگر دین اصلی و ثیقه غیر منقول داشته مضمون عنه مکلف به انجام تشریفاتی است که برای انتقال وثیقه به ضامن لازم است.
باب یازدهم – درور شکستگی
فصل اول درکلیات
به قانون تصفیه امور روشکستگی که بعداً تصویب شده مراجعه شود.
ماده 412
ماده 412_ ورشکستگی تاجریا شرکت تجاری درنتیجه توقف ازتدایه وجوهی که بر عهده او است حاصل میشود. حکم و روشکستگی تاجری را که حین الفوت در حال توقف بوده تا یک سال بعد ازمگ اونیزمه توان صادر نمود.
فصل دوم
دراعلان ورشکستگی واثرات آن
ماده 413
ماده 413_ تاجرباید درظرف 3 روز زاتاریخ وقفه که درتادیه قروض یا سایرتعهدات نقدی اوحاصل شده است توقف خود را به دفتر محکمه بدایت محل اقامت خود ظهارنماوه صورت حساب دارائی وکلیه دفاترتجارتی خود را به دفتر محکمه مزبور تسلیم نماید.
ماده 414
ماده 414_ صورت حساب مذکور در ماده فوق باید مورخ بوده و به امضاء تاجررسیده ومتضمن مراتب ذیل باشد:
1 - تعاد وتقویم کلیه اموال منقول وغیرمنقول تاجر متوقف بطور مشروح.
2 - صورت کلیه قروض ومطالبات.
3 - صورت نفع وضرر صورت مخارج شخصی.
درصورت توقف شرکتهای تضامنی،مختلط یانسبی اسامی و محل اقامت کلیه شرکاء ضامن نیز باید ضمیمه شود.
ماده 415
ماده 415_ ورشکستگی تاجربحکم محکمه بدایت درموارد ذیل اعلام می شود-
الف - بر حسب ظهار خود تاجر.
ب - بموجب نقضای یک یا چند نفراز طلبکارها.
ج - بر حسب تقاضای مدعی العامم.
ماده 416
ماده 416_ محکمه باید درحکم خود تاریخ توقف تاجرا معین نماید و اگر درحکم معین نشد تاریخ توقف محسوب است.
ماده 417
ماده 417_ حکم ورشکستگی بطورموقت اجرامی شود.
ماده 418
ماده 418_ تاجرورشکسته ازتاریخ صدورحکم ازداخله درتمام اموال خود حتی آنچه که ممکن است درمدت ورشکستگی عاید اوگردد منوع است.درکلیه اختیارات وحقوق مالی ورشکسته که استفاده ازآن موثر درتادیه دیون او باشد مدیر تصفیه قائم مقام قانونی ورشکستگی هرکس نسبت به تاجرورشکسته دعوائی ازمنقول یا غیرمنقول داشته باشد.
ماده 419
ماده 419_ ازتاریخ حکم ورشکستگی هرکس نسبت به اقدامات اجرائی نیز مشمول همین دستورخواهد بود.
ماده 420
ماده 420_ محکمه هروقت صلاح بداند می تواند ورود تاجرورشکسته را به عنوان شخص ثالث دردعوی مطروحه اجازه دهد.
ماده 421
ماده 421_ همین که حکم ورشکستگی صادرشد قروض موجل با رعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مد ت قروض حال مبدل می شود.
ماده 422
ماده 422_ هرگاه تاجرورشکسته فته طلبی داده یا براتی صادر کرده که قبول نشده یا براتی راقبولی نوشته سایر شخصی که مسئول تادیه وجه فته طلب یابرات می باشندی بارعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مد و جه آن را نقدا پردازند یا تادیه آن را درسر عده تامین نمایند.
ماده 423
ماده 423_ هرگاه تاجربعد ازتوقف معاملات ذیل را بنماید باطل و بلاثرخواهد بود-
1 - هرصلح محاباتی یا هبه وبطور کلی هرنقل وانتقال بلاعوض اعم ازاین که راجع به منقول یا غیرمنقول باشد.
2 - تادیه هر قرض اعم ازحال یا موجل بهروسیله که بعمل آمده باشد.
3 - هر معامله که مالی ازموال منقول یا غیرمنقول تاجرا مقید نماید و بضر طلبکاران تمام شود.
ماده 424
ماده 424_ هرگاه درنتیجه اقامه دعوی ازطرف مدیر تصفیه یا طلبکاری بر شخصی که با تاجرطرف معامله بوده یا بر قائم مقام قانونی آنها ثابت شود تاجرمتوقف قبل ازتاریخ توقف خود برای فرارازادای دین یا برای اضرابه طلبکارها معامله نموده که متضمن ضرری بیش
ازربع قیمت حین المعامله بوده است آن معامله قابل فسخ است مگراینکه طرف معامله قبل اصدور حکم فسخ تفاوت قیمت را پردازد دعوی فسخ درظرف دوسال ازتاریخ وقوع معامله در محکمه پذیرفته می شود.
ماده 425
ماده 425_ هرگاه محکمه بموجب ماده قبل حکم فسخ معامله را صادرنماید محکوم علیه باید پس ازقطعی شدن حکم مالی را که موضوع معامله بوده است عینا به مدیرتصفیه تسلیم وقیمت حین المعامله آن را قبل ازآنکه دارائی تاجربغرا تقسیم شود دریافت دارد وآگرعین مال مزبوردتصرف اونباشد تفاوت قیمت را خواهد داد.
ماده 426
ماده 426_ اگردرمحکمه ثابت شود که معامله بطورصوری یا مسبوق به تبانی بوده است آن معامله خود بخود باطل وعین ومنافع مالی که موضوع معامله بوده مسترد وطرف معامله اگرطلبکارشود جزوغرا حصه خواهد بود.
فصل سوم
در تعیین عضوناظر
ماده 427
ماده 427_ درحکمی که بموجب آن ورشکستگی تاجراعلام می شود محکمه یک نفررا به سمت عضوناظرمعین خواهد کرد.
ماده 428
ماده 428_ عضوناظرمکلف به نظارت دراداره امورراجعه به ورشکستگی وسرعت جریان آنست.
ماده 429
ماده 429_ تمام منازعات ناشیه ازورشکستگی را که حل آن اصلاحیت محکمه است عضوناظربه محکمه را پورت خواهد داد.
ماده 430
ماده 430_ شکایت از تصمیمات عضوناظرقط درمواردی ممکن است که این قانون معین نموده.
ماده 431
ماده 431_ مرجع شکایت محکمه است که عضوناظراست را معین کرده.
ماده 432
ماده 432_ محکمه همیشه می تواند عضوناظترا تبدیل ودیگری را بجای اوپگمارد.
فصل چهارم
در اقدام به مهروموم و سایر اقدامات اولیه نسبت بورشکسته
ماده 433
ماده 433_ محکمه درحکم ورشکستگی امربه مهروموم را نیزمیدهد.
ماده 434
ماده 434_ مهروموم باید فورا به توسط عضوناظربعمل آید مگردرصورتی که بعقیده عضومزبوربرداشتن صورت دارائی تاجردریک روزممکن باشد دراین صورت باید فورا شروع به برداشتن صورت شود.
ماده 435
ماده 435_ اگرتاجرورشکسته به مفاد ماده 413 و 414 عمل نکرده باشد محکمه درحکم ورشکستگی قرارتوقیف تاجرا خواهد داد.
ماده 436
ماده 436_ قرارتوقیف ورشکستگی میخواهد جلوجیری کند. شدن عمل ورشکستگی درمواقعی نیزداده خواهد شدکه معلوم گردد بواسطه اقدامات خود ازاداره وتسویه
ماده 437
ماده 437_ درصورتی که تاجرمقروض فرارکرده یا تمام یا قسمتی ازدارائی خود را مخفی نموده باشد امین صلح می تواند برحسب تقاضای یک یا چند نفرازطلبکاران فورا اقدام به مهروموم نماید وباید بلافضله این اقدام خود را به مدعی العموم اطلاع دهد.
ماده 438
ماده 438_ انبارها وحجره ها وصندوق واسناد ودفاترونوشتجات واسباب واثانیه تجارتخانه ومنزل تاجراباید مهروموم شود.
ماده 439
ماده 439_ درصورت ورشکستگی شرکتهای تضامنی مختلط یا نسبی اموال شخصی شرکاءضامن مهروموم نخواهد شد مگراینکه حکم ورشکستگی آنها نیزدر ضمن حکم ورشکستگی شرکت یا بموجب حکم جدادگانه صادرشده باشد. تبصره - درمورد این ماده و ماده فوق مستثنیات دین ازمهروموم معاف است.
درمدیرتصفیه
ماده 430
ماده 430_ محکمه در ضمن حکم ورشکستگی یا منتها درظرف پنج روزپس ازصدورحکم یک نفررا به سمت مدیریت تصفیه معین می کند.
ماده 431
ماده 431_ اقدامات مدیرتصفیه برای تهییه صورت طلبکاران واخطاربه آنها ومدتی که درآن مدت طلبکاران باید خود را معرفی نمایند وبطورکلی وظایف مدیرتصفیه علاوه برآن قسمتی که بموجب این قانون معین شده برطبق نظامنامه ای کهطرف وزارت عدلیه تنظیم می شود معین خواهد شد.
ماده 432
ماده 432_ میزان حق الزحمه مدیرتصفیه را محکمه درحدود مقررات وزارت عدلیه معین خواهد کرد.
فصل ششم دروظایف مدیرتصفیه
مبث اول درکلیات
ماده 433
ماده 433_ اگرمهروموم قبل ازتعیین مدیرتصفیه بعمل نیامده باشد مدیرمزبورتقاضای انجام آن را خواهد نمود.
ماده 434
ماده 434_ عضوناظربه تقاضای مدیرتصفیه به اواجازه می دهد که اشیاءذیل را ازمهروموم مستثنی کرده وآگرمهروموم شده است ازتوقیف خارج نماید.
1- البسه واثاثیه واسبابی که برای حوائج ضروری تتجارورشکسته وخانواده اولازم است.
2- اشیائی که ممکن است قریبا ضایع شود یا کسرقیمت حاصل نماید.
3- اشیائی که برای بکارنداختن سرمایه تاجرورشکسته واستفاده ازآن لازم است درصورتی که توقیف آنها موجب خسارت ارباب طلب باشد.اشیاءذکوردرفقره ثانیه وثالثه باید فورا تقویم وصورت آن برداشته شود.
ماده 435
ماده 435_ فروش اشیائی که ممکن است قریبا ضایع شده یا کسرقیمت حاصل کند واشیائی که نگاهداشتن آنها مفید نیست وهمچنین بکارنداختن سرمایه تاجرورشکسته با اجازه عضوناظربه توسیع مدیرتصفیه بعمل می آید.
ماده 436
ماده 436_ دفتردارمحکمه دفاترتاجروشکسته را به اتفاق عضوناظریا امین صلحی که آنها را مهروموم نموده است ازتوقیف خارج کرده پس ازاانکه ذیل دفاترا بست آنها را به مدیرتصفیه تسلیم می نماید.
دفتردارباید درصورت مجلس کیفیت دفاترا بطورخلاصه قید کند،اوراق هم که وعده آنها نزدیک است یا باید قبولی آنها نوشته شود ویا نسبت به آنها باید اقدامات تامینیه بعمل آید ازتوقیف خارج شده درصورت مجلس ذکروبه مدیرتصفیه تحویل می شود تا وجه آن را وصول نماید وفرهرستی که ازمدیرتصفیه گرفته می شود به عضوناظرتسلیم می گردد،سایرمتالبات را مدیرتصفیه درمقابل قبضی که می دهد وصول می نماید مراسلاتی که به اسم تاجروشکسته می رسد به مدیرتصفیه تسلیم وبه توسیع اوبازمی شود واگرخود ورشکسته حاضرباشد دربازکردن مراسلات می تواند شرکت کند.
ماده 437
ماده 437_ تاجروشکسته درصورتی که وسیله دیگری برای اعاشه نداشته باشد می تواند نفقه خود وخانواده اش را ازدارائی خود درخواست کند.دراین صورت عضوناظرنفقه ومقدارآنرا با تصویب محکمه معین می نماید.
ماده 438
ماده 438-مدیرتصفیه تاجروشکسته را برای بستن دفاتراحضرامی نماید برای حضوراونمتها چهل وهمشت ساعت مهلت داده می شود درصورتی که تاجرحاضرنشد با حضورعضوناظراقدام بعمل خواهد آمد،تاجروشکسته می تواند درموقعع کلیه عملیات تامینیه حاضرباشد.
ماده 439
ماده 439_ درصورتی که تاجرورشکسته صورت دارائی خود را تسلیم ننموده باشد مدیرتصفیه آن را فورا بوسیله دفاترواسند مشارالیه وسایراطلاعاتی که تحصیل می نماید تنظیم می کند.
ماده 450
ماده 450_ عضوناظرمجازاست که راجع به تنظیم صورت دارائی ونسبت به اوضاع واحوال ورشکستگی ازتاجرورشکسته وشاغردها ومستخدمین اووهمهجنین اراشخاص دیگرتوضیحات بخواهد وباید ازتحقیقات مذکوره صورتمجلس ترتیب دهد.
مبحث دوم
در رفع توقیف و تریب صورت دارائی
ماده 451
ماده 451_ مدیر تصفیه پس از تقاضای رفع توقف شروع به تنظیم صورت دارائی و تاجرورشکسته را هم دراین موقع احضار می کند ولی عدم حضور امانع از عمل نیست.
ماده 452
ماده 452_ مدیر تصفیه به تدریجی که رفع توقف می شود صورت دارائی را دردونسخه تهیه می نماید.
ماده 453
ماده 453_ مدیر تصفیه می تواند برای تهیه صورت دارائی و تقویم اموال از شخصی که لازم بدان است استفاده کند صورت اشیائی که موافق ماده 426 در تحت توقف نیامده ولی قبل تقیم شده است ضمیمه صورت دارائی خواهد شد.
ماده 454
ماده 454_ مدیر تصفیه باید درظرف پانزده روز از تاریخ ماموریت خود صورت خلاصه از وضعیت ورشکستگی وهمچنین از علل و اوضاعی که موجب آن شده و نوع ورشکستگی که ظاهر بمنظر می آید ترتیب داده بعضوناظربه،عضوناظرصورت مزبور را فورا به مدعا العموم ابتدا می محل تسلیم نماید.
ماده 455
ماده 455_ صاحب منصوب پارکه می توانند فقط بعنوان نظارت بمنزل تاجرورشکسته رفته و در حین برداشت صورت دارائی حضور بههم رساند مامورین پارکه در هر موقع حق دارند بدفتر واسناد ونوشتات مرتب به ورشکستگی مراجعه کنند این مراجعه نباید باعث تعطیل جریان امر باشد.
مبحث سوم
در فروش اموال ووصول مطالبات
ماده 456
ماده 456_ پس از تهیه شدن صورت دارائی تمام مال التجاره ووجه نقد واسناد طلب ودفاتر ونوشتات واثبیه (بغیر از مستثنیات دین) واشیاء تاجرورشکسته به مدیر تصفیه تسلیم می شود.
ماده 457
ماده 457_ مدیر تصفیه با نظارت عضوناظربه وصول مطالبات مداومت می نماید وهمچنین می تواند با اجازه مدعا العموم ونظارتب عضوناظربه فروش اثاث البیت ومال التجاره تاجرمباشرت نماید لیکن قبل باید اظهارات تاجرورشکسته را استمع یا لااقل مشارالیه را برای دادن توضیحات احضار کند ترتیب فروش بموجب نظام نامه وزارت عدلیه معین خواهد شد.
ماده 458
ماده 458_ نسبت به تمام دعاوی که هیئت طلبکارها در آن ذینفع می باشد مدیر تصفیه با اجازه عضوناظرم تواند دعوی را به صلح خاتمه دهد اگرچه دعاوی مزبوره راجع به اموال غیر منقول باشد و دراین مورد تاجرورشکسته باید احضار شده باشد.
ماده 459
ماده 459_ اگرموضوع صلح قابل تقیم نبوده یا بیش از پنج هزار ریال باشد صلح لازم الاجرا نخواهد بود مگرین که محکمه آن صلح را تصدیق نماید در موقع تصدیق صلح نامه تاجرورشکسته احضار می شود و در هر صورت مشارالیه حق دارد که به صلح اعتراض کند، اعتراض ورشکسته در صورتی که صلح راجع به اموال غیر منقول باشد برای جلوگیری از صلح کافی خواهد بود تا محکمه تکلیف صلح را معین نماید.
ماده 460
ماده 460_ وجوهی که به توسیط مدیر تصفیه دریافت می شود باید فورا به صندوق عدلیه محل تسلیم گرددد. صندوق مزبور حساب مخصص برای عمل ورشکسته اعم ازاعیادات ومخارج بازمی کندوجوه مزبور اصندوق مسترد نمی گردد مگر به حواله عضوناظرو تصدیق مدیر تصفیه.
مبحث چهارم
در اقدامات تامینیه
ماده 461
ماده 461_ مدیر تصفیه مکلف است از روز شروع به ماموریت اقدامات تامینیه برای حفظ حقوق تاجرورشکسته نسبت به مدیونین او بعمل آورد.
مبحث پنجم
در تشخیص مطالبات طلبکارها
ماده 462
ماده 462_ پس از صدور حکم ورشکستگی طلبکارها مکلفند درمدتی که به موجب اختار مدیر تصفیه در حدود نظامنامه وزارت عدلیه معین شده، اسناد طلب خود یا سواد مصدق آن را به انضمام فهرستی که کلیه مطالبات آنها را معین می نماید به دفتردار محکمه تسلیم کرده قبض دریافت دارند.
ماده 463
ماده 463_ تشخیص مطالبات طلبکارها درظرف سه روز زاتاریخ انقضای مهلت مذکوردر ماده قبل شروع شده بدون وقفه در محل وروزوساعاتی که ازطرف عضوناظرمعین می گردد به ترتیبی که درنظامنامه معین خواهد شد تعقیب می شود.
ماده 464
ماده 464_ هر طلبکاری که طلب اوت تشخیص یا جزء صورت حساب دارایی منظور شده می توانند درحین تشخیص مطالبات سایر طلبکارها حضور بهم رسانیده ونسبت به طلبهاتی که سابقاً تشخیص شده یا فعلاً در تحت رسیدگی است اعتراض نماید، همین حق را خود تاجروشکسته هم خواهد داشت.
ماده 465
ماده 465_ محل اقامت طلبکارها ووکلای آنها در صورت مجلس تشخیص مطالبات معین وبعلوه توصیف مختصری از سنده داده می شود وتعیین قلم خوردگی یا تراشیدگی یا الحاقات بین السطور نیز باید در صورت مجلس قید واین نکته مسلم شود که طلب مسلم یا متنازع فیه است.
ماده 466
ماده 466_ عضوناظرمی توانند به نظر خود امر به ابراز دفاتر طلبکارها دهد یا از محکمه محل تقاضا نماید صورتی از دفتر طلبکارها استخراج کرده ونذد او بفرستند.
ماده 467
ماده 467_ اگر طلب مسلم وقبول شد مدیر تصفیه در روی سن عبارت ذیل را نوشته اهمضاء مینماید وعوضوناظرنیز آن را تصدیق می کند.
"جزو قروض...مبلغ...قبول شد به تاریخ..."
هر طلبکار باید درظرف مدت و به ترتیبی که بموجب نظامنامه وزارت عدلیه معین می شود التزام بدهد طلبی را که اظهار کرده طلب حقیقی وبدون قصد استفاده نامشروع است.
ماده 468
ماده 468_ اگر طلب متنازع فیه واقع شد عضوناظرمی توانند حل قضیه را به محکمه رجوع ومحکمه باید فوراً از روی را پورت عضوناظرسیدگی نماید محکمه می تواند امردهد که با حضور عضوناظر تحقیق درامربعمل آید واشخاصی را که می توانند راجع به این طلب اطلاعی دهند عضوناظراحضاریا از انها کسب اطلاع کند.
ماده 469
ماده 469_ در موقعیتی که اختلاف راچع به تشخیص طلبی به محکمه رجوع شده وقضیه طوری باشد که محکمه نتواند درظرف پانزده روز حکم صادر کند باید بر حسب اوضاع امردهد که انعقاد مجلس هیئت طلبکارها برای ترتیب قرارداد ارفاقی به تاخیرافتند ویا اینگه منتظرنتیجه رسیدگی نشده ومجلس مزبور منعقد شود.
ماده 470
ماده 470_ محکمه می توانند در صورت تصمیم به انعقاد مجلس قراردهد که صاحب طلب متنازع فیه معادل مبلغی که محکمه در قرارامزبور معین می کند موقتاً طلبکار شناخته شده در مذاکرات هیئت طلبکارها برای مبلغ مذکور شرکت نماید.
ماده 471
ماده 471_ در صورتی که طلبی مورد تعقیب جزائی واقع شده باشد محکمه می توانند قرارتخیر مجلس را بدهد ولی اگر تصمیم به عدم تاخیر مجلس نموذ نمی تواند صاحب آن طلب را موقتاً جزو طلبکاران قبول نماید ومادام که محکم صالحی حکم خود را نداده اند طلبکار مزبور نمی تواند بهیج وجه درعملیات راجعه به ورشکستگی شرکت کند.
ماده 472
ماده 472_ پس از انقضای مهلت های معین در مواد 462 و 467 به ترتیب قرارداد ارفاقی و به سایر عملیات راجعه به ورشکستگی مدامت میشود.
ماده 473
ماده 473_ طلبکارهای که در مواعید معینه حاضر نشده ومطابق ماده 462 عمل نکرده نسبت به عملیات وتشخیصات و تصمیماتی که راچع به تقسیم وجوه قبل از آمدن آنها بعمل آمد ه حق هیچگونه اعتراضی ندارند ولی در تقسیماتی که ممکن است بعد به عمل آید جزء غرما حساب می شود بدون اینگه حق داشته باشنده حقه را که در تقسیمات سابق به آنها تعلق می گرفت ازاموالی که هنوذ تقسیم نشده مطالبه نمایند.
ماده 474
ماده 474_ اگر شخصی نسبت به اموال متصرفی تاجروشکسته دعوی خیاراتی دارند و صرفنظراً نمیکنند باید آن را در حین تصفیه عمل ورشکستگی ثابت نمود وبموقع اجراء گذارند.
ماده 475
ماده 475_ حکم فوق درباره دعوی خیاراتی نیز مجری خواهد بودکه تاجروشکسته نسبت به اموال متصرفی خود یا دیگران دارد مشروط براینکه ضرر طلبکارها نباشد.
فصل هفتم
درقراردادارفاقی وتصفیه حساب تاجرورشکسته
مبحث اول
دردعوت طلبکارها ومجمع عمومی آنها
ماده 476
ماده 476_ عضوناظطرظرف هشت روزاتاریخ موعدی که بموجب نظامنامه مذکور در ماده 467-معین شده به توسط دفتردار محکمه کلیه طلبکارهای را که طلب آنها تشخیص وتصدیق یا موقعت قبول شده است برای مشاوره درانعقاد قرارداد ارفاقی دعوت می نماید، موضوع دعوت مجمع طلبکارها درقعه های دعوت واعلانات مندرجه در جراید باید تصریح شود.
ماده 477
ماده 477_ مجمع عمومی مزبور در محل وروزوساعتی که ازطرف عضوناظرمعین شده است در تحت ریاست مشارالیه منعقد می شود. طلبکارهای که طلب آنها موقعت قبول گردیده یا وکیل ثابت الوکاله آنها حاضر می شوند تاجرورشکسته نیزبه این مجمع احضار می شود مشارالیه باید شخصا حاضر گرد و فقط وقتی می تواند اعزام وکیل نماید که عذر موجه داشته و صحت آن به تصدیق عضوناظرسیده باشد.
ماده 478
ماده 478_ مدیرتصفیه به مجمع طلبکارها را پورتی از وضعیت ورشکستگی واقداماتی که بعمل آمد وعملیاتی که با استحضار تاجرورشکسته شده است میدهد را پورت مزبور به امضاء مدیرتصفیه رسیده به عضوناظرتقدیم می شود وعضوناظرباید از کلیه مذاکرات و تصمیمات مجمع طلبکارها صورت مجلس ترتیب دهد.
مبحث دوم درقراردادارفاقی
فقره اول در ترتیب قراردادارفاقی
ماده 479
ماده 479_ قرارداد ارفاقی بین تاجرورشکسته وطلبکارهای اومنعقد نمی شود مگرپس ازاجرای مراسمی که در فوق مقررشده است.
ماده 480
ماده 480_ قرارداد ارفاقی فقط وقتی منعقد می شود که لااقل نصف بعلاوه یک نفراظ طلبکارها باداشتن لااقل سه ربع ازکلیه مطالباتی که مطابق مبحث پنجم ازفصل تشخیص وتصدیق شده یا موقعت قبول گشته است در آن قرارداد شرکت نموده باشنده والا بلااثرخواهد بود.
ماده 481
ماده 481_ هرگاه در مجلس قرارداد ا فاقی اکثریت طلبکارها عددا حاضرشوند ولی ازحیث مبلغ دارای سه ربع ازمطالبات نباشنده یا آنکه دارای سه ربع ازمطالبات باشنده ولی اکثریت عددی را حائزنباشند نتیجه حاصله ازاان مجلس معلق وقرارانعقاد مجلس ثانی برای یک هفته بعد داده می شود.
ماده 482
ماده 482_ طلبکارهای که در مجلس اول خود یا وکیل ثابت الوکاله آنها حاضربوده وصورت مجلس را ا مضاء نموده اند مجبور نیستند در مجلس ثانی حاضرشوند مگرآنکه بخواهند در تصمیم خود تغییری دهنده ولی اگر حاضرنشدند تصمیمات سابق آنها به اعتبار خود باقی است، اگر درجلسه ثانی اکثریت عددی ومبلغی مطابق ماده 480 تکمیل شود قرارداد ارفاقی قطعی خواهد بود.
ماده 483
ماده 483_ اگر تاجربعنوان ورشکسته به تقلب محکوم شده باشد قرارداد ارفاقی منعقد نمیشود در موقعیت که تاجربعنوان ورشکسته به تقلب تعقیب میشود لازم است طلبکارها دعوت شوند و معلوم کند که آیا با احتمال حصول براثر تاجروانعقاد قرارداد ارفاقی تصمیم خود را درامرمشارالیه به زمان حصول نتیجه رسیدگی به تقلب موکول خواهد کرد یا تصمیم فوری خواهد گرفت اگر بخواهند تصمیم را موکول به زمان بعد نمایند باید طلبکارهای حاضرازحیث عده و مبلغ اکثریت معین در ماده 480 را حائزباشند چنانچه درانقضای مدت وحصول نتیجه رسیدگی به تقلب بنای انعقاد قرارداد ارفاقی شود قواعدی که به موجب مواد قبل مقرراست دراین موقعع نیزباید معمول گردد.
ماده 484
ماده 484_ اگر تاجربعنوان ورشکستگی به تقسیر محکوم شود انعقاد قرارداد ارفاقی ممکن است لیکن در صورت که تعقیب تاجر شروع شده باشد طلبکارها میتوانند تا حصول نتیجه تعقیب وبا رعایت مقررات ماده قبل تصمیم درقرارداد را به تاخیر بیندازند.
ماده 485
ماده 485_ کلیه طلبکارها که حق شرکت درانعقاد قرارداد ارفاقی داشته اند میتوانند راجع به قرارداد اعتراض کنند،اعتراض باید موجه بوده و درظرف یک هفته ازتاریخ قرارداد به مدیرتصفیه و خود تاجرورشکسته ابلاغ شود والا ازدرجه اعتبارساقط خواهد بود مدیرتصفیه و تاجرورشکسته به اولین جلسه محکمه که بعمل ورشکستگی رسیدگی میکند احضارمی شوند.
ماده 486
ماده 486_ قرارداد ارفاقی باید به تصدیق محکمه برسد و هریک ازطرفین قرارداد می توانند تصدیق آن را ازمحکمه تقاضا نماید محکمه نمیتواند قبل انقضای مدت یک هفته مذکور در ماده قبل تصمیمی راجع به تصدیق اتخاذ نماید هرگاه درظرف این مدت ازطرف طلبکارهایی که حق اعتراض دارند اعتراضاتی بعمل آمده باشد محکمه باید در موضوع اعتراضات وتصدیق قرارداد ارفاقی حکم واحد صادر کند اگراعتراضات تصدیق شود نسبت به تمام اشخاص ذینفع بلااثر میشود.
ماده 487
ماده 487_ قبل ازآنکه محکمه درباب تصدیق قرارداد رای دهد عضوناظرباید را پورتی که متضمن کیفیت ورشکستگی وامکان قبول قرارداد باشد به محکمه تقدیم نماید.
ماده 488
ماده 488_ در صورت عدم رعایت قواعد مقرره محکمه ازتصدیق قرارداد ارفاقی امتناع خواهد نموند.
فقره دوم
دراثرات قرارداد ارفاقی
ماده 489
ماده 489_ همین که قراردادارفاقی تصدیق شدنسبت به طلبکارهایی که دراکثریت بوده اند یا درظرف ده روزازتاریخ تصدیق آنرا امضانموده اند قطعی خواهد بود ولی طلبکارهایی که جزاوکثریت نبوده وقرارداد را هم امضانکرده اند می توانند سهم خود را موافق آنچه ازدارائی تاجربه طلب کارها می رسد دریافت نمایند لیکن حق ندارند درآتیه ازدارائی تاجرورشکسته بقیه طلب خود را مطالبه کنند مگرپس ازتدیه تمام طلب کسانی که درقرارداد ارفاقی شرکت داشته با آن را درظرف ده روزمژبرامضاءنموده اند.
ماده 490
ماده 490_ پس ازتصدیق شدن قرارداد ارفاقی دعوی بطلان نسبت به آن قبل نمی شود مگراینکه پس ازتصدیق مکشوف شود که درمیزان دارائی یا مقدارقروض حیله بکاررفن وقدرحقیقی قلمداد نشد ه است.
ماده 491
ماده 491_ همین که حکم محکمه راجع به تصدیق قرارداد قطعی شد مدیرتصفیه صورت حساب کاملی با حضور عضوناظربه تاجرورشکسته می دهد که درصورت عدم اختلاف بسته می شود.
مدیرتصفیه کلیه دفاترواسناد ونوشتاجات وهمچنین دارائی ورشکسته را به استثنای آنچه که باید به طلبکارانی که قرارداد ارفاقی را امضانکرده اند داده شود به مشارالیه رد کرده رسید می گیرد وپیس ازآنکه قراتدیه سهم طلبکاران مذکوررا داد ماموریت مدیرتصفیه ختم می شود،ازتمام این مراتب عضوناظصورت مجلس تهییه می نماید وماموریتش خاتمه می یابد.
درصورت تولید اختلاف محکمه رسیدگی کرده حکم مقتضی خواهد داد.
فقره سوم
درباطال یافسخ قراردادارفقایی
- ماده 492 درموارد ذیل قرارداد ارفاقی باطل است:
1 - درمورد محکمیت تاجربه ورشکستگی به تقلب.
2 - درمورد ماده 490.
- ماده 493 اگر محکمه حکم بطلان قرارداد ارفاقی را بهده ضمانت ضامن یا ضامن ها (درصورتی که باشد)بخودی خود ملغی می شود.
- ماده 494 اگر تاجرورشکسته شرایط قرارداد ارفاقی را اجراهنکرد.ممکن است برای فسخ قرارداد مزبوربرعلیه اواقامه دعوی نمود.
- ماده 495 درصورتی که اجرای تمام یا قسمتی ازقرارداد را یک یا چند نفر ضمانت کرده باشنده طلب کارها می تواننده اجرای تمام یا قسمتی ازقرارداد را که ضامن دارد ازاوبخواهند ودمرورد اخیران قسمت ازقرارداد که ضامن نداشته فسخ می شود،دصورت تعدضامن مسئولیت آنها تضامنی است.
- ماده 496 اگر تاجرورشکسته پس ازتصدیق قرارداد بعنوان ورشکستگی به تقلب تعقیب شده درتحت توقیف یا حبس درآید محکمه می تواند هرقسم وسائل تامینیه را که مقتضی بداند اتخاذ کندولی به محض صدورقرارمنع تعقیب یا حکم تبرئه وسائل مزبوره مرتفع می شود.
- ماده 497 پس ازصدرحکم ورشکستگی به تقلب یا حکم ابطال یا فسخ قرارداد ارفاقی محکمه یک عضوناظرویک مدیرتصفیه معین می کند.
- ماده 498 مدیرتصفیه می تواند دارائی تاجرا توقیف ومهروموم نماید مدیرتصفیه فورا ازروی صورت دارائی سابق اقدام به رسیدگی اسناد ونوشتجات نموده واگرالازم باشد متممی برای صورت دارائی ترتیب می دهد،مدیرتصفیه باید فورا به وسیله اعلان درروزنامه طلبکارهای جدید را اگرباشند دعوت نماید که درظرف یکماه اسناد مطالبات خود را برای رسیدگی ابرازکنند،دراعلان مزبورمفاد قرارمحکمه که بموجب آن مدیرتصفیه معین شده است باید درج شود.
- ماده 499 بدون فوت وقت به اسنادی که مطابق ماده قبل ابرازشه رسیدگی می شود،نسبت به مطالباتی که سابقا تشخیص یاتصدیق شده است رسیدگی جدید بعمل نمی آید،مطالبتی که تمام یا قسمتی ازاانها بعد ازتصدیق پرداخته شده است موضوع می شود.
- ماده 500 معاملاتی که تاجرورشکسته پس ازصدرحکم راچع به تصدیق قراردادارفقایی تا صدورحکم بطلان یا فسخ قرارداد مزبورنمونده باطل نمی شود مگر درصورتی که معلوم شود به قصد اضراربوده وبه ضرر طلبکاران هم باشد.
- ماده 501 درصورت فسخ یا ابطال قرارداد ارفاقی دارائی تاجربین طلبکاران ارفاقی واشخاصی که بعد ازقرارداد ارفاقی طلبکارشهده اند به غرما تقسیم می شود.
- ماده 502 اگر طلبکاران ارفاقی بعد ازتوقف تاجرتا زمان فسخ یا ابطال چیزی گرفته اند ماخوذی آنها ازوجهی که به ترتیب غرما به آنهامیرسد کسرخواهد شد.
- ماده 503 هرگاه تاجری ورشکست وامرش منتهی به قرارداد ارفاقی گردید وثانیا بدون اینکه قرارداد مزبورابطال یا فسخ شود ورشکست شد مقرورات دوماده قبل درورشکستگی ثانوی لازم الاجراءاست.
مبحث سوم
در تفییغ حساب و ختم عمل ورشکستگی
ماده 503
ماده 503_ اگر قرارداد ارفاقی منعقد نشد مدیر تصفیه فورا به عملیات تصفیه وتفییغ عمل ورشکستگی شروع خواهد کرد.
ماده 504
ماده 504_ در صورتی که اکثریت مذکوردر ماده 48 موافقت نماید محکمه مبلغی را برای اعاشه ورشکسته در حدود مقررات ماده 437 معین خواهد کرد.
ماده 505
ماده 505_ اگر شرکت تضامنی، مختلط یا نسبت ورشکست شود طلبکارها می توانند قرارداد ارفاقی را با شرکت یا منحصرا با یک یا چند نفرازشرکاءضامن منعقد در صورت ثانی دارایی شرکت تابع مقررات این مبحث و به غرما تقسیم می شود ولی دارائی شخصی شرکائی که با آنها قرارداد خصوصی منعقد شده است به غرما تقسیم نخواهد شد شریک یا شرکاءضامن که با آنها قرارداد خصوصی منعقد شده نمی تواند تعهد حصنمایند مگرازاموال شخصی خودشان شریکی که با اوقارداد مخصص منعقد شده ازمسئولیت تضامنی مبرابر است.
ماده 507
ماده 507_ اگر طلبکارها بخواهد تجارت تاجرورشکسته را ادامه دهنده می توانند برای این امورکییل یا عامل مخصصی انتخاب نموده یا بخود مدیرتصفیه این ماموریت را بدنهد.
ماده 508
ماده 508_ در ضمن تصمیمی که وکالت مذکوردرماده فوق مقررمی دارد باید مدت وحدود وکالت وهمچنین میزان وجهی که وکیلی می تواند برای مخارج لازمه پیش خود نگاهدارد معین گردد. تصمیم مذکوراتخاذ نمی شود مگربا حضور عضوناظروبا اکثریت سه ربع از طلبکارها عدد اومبلغا خود تاجرورشکسته وهمچنین طلبکارهای مخالف (با رعایت ماده 473) می توانند نسبت به این تصمیم در محکمه اعتراض نمایند این اعتراض اجرای تصمیم را به تأخیرنمی اندازد.
ماده 509
ماده 509_ اگر زامعمالات وکیل یا عاملی که تجارت ورشکسته را ادامه میدهد تعهداتی حاصل شود که بیش از حد دارائی تاجرورشکسته است فقط طلبکارهایی که آن اجازه را داده اند شخصا علاوه برحصه که در دارائی مزبوردارند به نسبت طلبشان در حدود اختیاراتی که داده اندمسئول تعهدات مذکوره می باشد.
ماده 510
ماده 510_ در صورتی که عمل تاجرورشکسته منجر به تفییغ حساب شود مدیرتصفیه مکلف است تمام اموال منقول و غیرمنقول تاجرورشکسته را به فروش رسانیده مطالبات ودیون وحقوق اورا صلح ومصالحه ووصول وتفریغ کند تمام این مراتب در تحت نظر عضوناظروبا حضورتاجرورشکسته بعمل می آید اگرتاجرورشکسته ازحضوراستنکاف نمود استحضارمدعی العموم کافی است. فروش اموال مطابق نظامنامه وزارت عدلیه بعمل خواهدآمد.
ماده 511
ماده 511_ همین که تفییغ عمل تاجربه اتمام رسید عضوناظرطلبکارها وتاجرورشکسته را دعوت می نماید دراین جلسه مدیرتصفیه حساب خود را خواهدداد.
ماده 512
ماده 512_ هرگاه اموالی دراجاره تاجرای طلبکارها باشد اتخاذ تصمیم می کند اگرتصمیم برفسخ اجاره به نحوی که موافق منافع طلبکارها باشد اتخاذ تصمیم می کند اگرتصمیم برفسخ اجاره شده صاحبان اموال مستاجره ازبابت مال الاجاره که تا آن تاریخ مستحق شده اند جزء غرما منظورمی شوند، اگرتصمیم برابقاء اجاره بوده وتا میناتی هم سابقا بموجب اجاره نامه بموجرداده شده باشد آن تامینات اباقاءخواهد شد والا تامیناتی که پس ازورشکستگی داده می شود باید کافی باشد، در صورتی که با تصمیم مدیرتصفیه برفسخ اجاره موجرراضی به فسخ نشود حق مطالبه تامین را نخواهد داشت.
ماده 513
ماده 513_ مدیرتصفیه می تواند با اجازه عضوناظراجاره را برای بقیه مدت به دیگری تفویض نماید (مشروط براینکه بموجب قرارداد کتبی طرفین این حق منع نشده باشد) و در صورت تفویض به غیرباید وثیقه کافی که تامین پرداخت مال الاجاره را بنماید به مالک اموال مستاجرداده وکلیه شرایط ومقررات اجاره نامه را بموقع خود اجرا کند.
فصل هشتم
در اقسام مختلفه طلبکارها و حقوق هریک از آنها
مبحث اول
در طلبکارهایی که رهینه منقول دارند
ماده 514
ماده 514- طلبکارهایی که رهینه دردست دارند فقط در صورت غرما برای یادداشت قید می شوند.
ماده 515
ماده 515- مدیر تصفیه می تواند در هرموقع با اجازه عضوناظطلب طلبکارها را داده و شیئی مرهون را از رهن خارج
وجزءدارایی تاجروشکسته منظوردارد.
ماده 516
ماده 516- آگرثیقه فک نشد مدیرتصفیه باید با نظارت مدعی العموم آن را بفروش بر ساند ومرتنه نیز در آن
موقع باید دعوت شود.آغرقیمت فروش وثیقه پس ازوضع مخارج بیتش ازطلب طلبکارها باشد مازاد به مدیرتصفیه
تسلیم می شود وآغرقیمت فروش کمترشد مرتنه برای بقیه طلب خود در جزءطلبکارهای عادی غرما منظورخواهد
شد.
ماده 517
ماده 517- مدیرتصفیه صورت طلبکارهایی را که ادعای وثیقه می نمایند به عضوناظتقدیم می
کند،عضومزبور درصورت لزوم اجازه می دهد طلب آنها ازاولین وجوهی که تهیه می شود پرداخته گرددد.درصورتی
که نسبت به حق وثیقه طلبکارها اعتراضی داشته باشد به محکمه رجوع می شود.
مبحث دوم
در طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حق تقدم دارند
ماده 518
ماده 518- آگرتقسیم وجوهی که ازفروش اموال غیرمنقول حاصل شده قبل از تقسیم دارایی منقول یا درهمان
حین بعمل آمده باشد طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارند وحاصل فروش اموال مزبوره کفایت
طلب آنها را ننموده است نسبت به بقیه طلب خود جزءغرما؛عمولی منظوروازوجوهی که برای
غرماءمزبور مقرراست حصه می برند مشروط براین که طلب آنها بطوری که قبلا مذکورشده است تصدیق شده
باشد.
ماده 519
ماده 519- اگرقبل از تقسیم وجوهی که ازفروش اموال غیرمنقول حاصل شده وجهی ازبابت دارایی منقول تقسیم
شود طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارند وطلب آنها تصدیق واعتراف شده است به میزان کلیه
طلب خود جزءسایرغرما وارد واژوجوه حصه می برند ولی عندالاقتضاءمبلغ دریافتی درموقع تقسیم حاصل اموال
غیرمنقول ازطلب آنها موضوع می شود.
ماده 520
ماده 520- درمورد طلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارند ولی به واسطه مقدم بودن
سایرطلبکارها نمی توانند درحین تقسیم 41 صفحه:
قیمت امول غیرمنقول طلب خود را تماما وصول کند ترتیب ذیل مرعی خواهد بود.
اگرطلبکارهایی مزبورقبل از تقسیم حاصل اموال غیرمنقول ازبابت طلب خودوجهی دریافت داشته باشنده این مبلغ
ازحصه که ازبابت اموال غیرمنقول به آنها تعلق می گیرد موضوع وبه حصه که باید بین طلبکارهای معمولی تقسیم
شود اضافه می گردد وبقیه طلبکارهایی که دراموال غیرمنقل ذیقح بوده اند برای بقیه طلب خود به نسبت آن
بقیه جزءغرما محصوب شده حصه می برند.
ماده 521
ماده 521- اگر بواسطه مقدم بودن طلبکارهای دیگربعضی ازطلبکارهایی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی
دارند وجهی دریافت نکنند طلب آنها جزءغرما محصوب وبدین سمت هرمعامله که ازبابت قرارداد ارفاقی وغیره با
غرما می شود با آنها نیزیعمول خواهد آمد.
در تقسیم بین طلبکارهاوفروش اموال منقول
ماده 522
ماده 522 پس از وضع مخارج اداره امورورشکستگی واعانه که ممکن است به تاجرورشکسته داده شده باشد ووجوهی که باید به صاحبان مطالبات ممتازه تادیه گردد مجموع دارائی منقول بین طلبکارها به نسبت طلب آنها که قبلا تشخیص وتصدیق شده است تقسیم خواهد شد.
ماده 523
ماده 523 مدیرتصفیه برای اجرای مقصود مذکور در ماده فوق ماهی یک مرتبه صورت حساب عمل ورشکستگی را با تعین وجوه موجود به عضوناظرلمی دهد.عضومدکوردرصورت لزوم امربه تقسیم وجوه مزبوربین طلبکارها داده مبلغ آن را معین ومواظبت می نماید که به تمام طلبکارها اطلاع داده شود.
ماده 524
ماده 524 درموقع تقسیم وجوه بین طلبکارها حصه طلبکارهای مقیم ممالک خارجه به نسبت طلب آنها که درصورت دارائی وقروض منظورشده است موضوع می گردد.چنانچه مطالبات مزبورصحیحا درصورت دارائی وقروض منظورنشده باشد عضوناظرلمی تواند حصه موضوعی را زیاید کند برای مطالباتی که هنوزدرباب آنها تصمیم قطعی اتخاذ نشده است باید مبلغی موضوع گردد.
ماده 525
ماده 525 وجوهی که برای طلبکارهای مقیم خارجه موضوع شده است تا مدتی که قانون برای آنها معین کرده بطورامانت به صندوق عدلیه سپرده خواهد شد. اگرطلبکارهای مذکورطابق این قانون مطالبات خود را به تصدیق نرسانند مبلغ مزبوربین طلبکارهایی که طلب آنها به تصدیق رسیده تقسیم می گردد وجوهی که برای مطالبات تصدیق نشده موضوع گردیده درصورت عدم تصدیق آن مطالبات بین طلبکارهایی که طلب آنها تصدیق شده تقسیم می شود.
ماده 526
ماده 526 هیج طلبی را مدیرتصفیه نمی پردازد مگرآنکه مدارک واسنداد آن را قبلا ملاحظه کرده باشد مدیرتصفیه مبلغی را که پرداخته درروی سندقید می کند عضوناظردرصورت عدم امکان ابرازسند می تواند اجازه دهد که بموجب صورت مجلسی که طلب درآن تصدیق شده وجهی پرداخته شود درهرحال باید طلبکارها رسید وجه را درذیل صورت تقسیم ذکرکنند.
ماده 527
ماده 527 ممکن است هیئت طلبکارها به استحضار تاجرورشکسته از محکمه تحصیل اجازه نمایند که تمام یا قسمتی ازحقوق ومطالبات تاجرورشکسته را که هنوزوصول نشده بطوری که صرفه وصلاح تاجرورشکسته هم منظورشود خودشان قبول ومورد معامله قراردهند دراین صورت مدیرتصفیه اقدامات مقتضیه را بعمل خواهد آورد دراین خصوص هرطلبکارمی تواند به عضوناظرمراجعه کرده تقاضا نماید که طلبکارهایی دیگرا دعوت نماید تا تصمیم خود را اتخاذ بنمایند.
فصل دهم
دردعوی استرداد
ماده 528
ماده 528 اگرقبل ازورشکستگی تاجرکسی اوراق تجارتی به اواداه باشد که وجه آن را وصول وبه حساب صاحب سند نگاهداردویا به مصرف معنیی برساند ووجه اوراق مزبوروصول یا تادیه نگشته واسند عینا درحین ورشکستگی درنزد تاجرورشکسته موجود باشد صاحبان آن می توانند عین اسناد را استرداد کنند.
ماده 529
ماده 529 مال التجاره هائی که درنزد تاجرورشکسته امانت بوده یا بهمشارالیه داده شده است که به حساب صاحب مال التجاره بفروش برساند مادام که عین آنها کلا یا جزعا نzd تاجرورشکسته موجود یا نzd شخص دیگری ازطرف تاجرمزبورامانت یا برای فروش گذارده شده ووجود باشد قابل استرداد است.
ماده 530
ماده 530 مال التجاره هائی که تاجرورشکسته به حساب دیگری خریداری کرده وعین آن موجود است اگرفیمت آن پرداخته نشده باشد ازطرف فروشنهد والا ازطرف کسی که به حساب اوآن مال خریداری شده قابل استرداد است.
ماده 531
ماده 531 هرگاه تمام یا قسمتی ازمال التجاره که برای فروش به تاجرورشکسته داده شده بود معامله شده وبه هیج نحوی بین خریداروتجورشکسته احتساب نشد باشد ازطرف مال قابل استرداد است اعم ازاینکه نزد تاجرورشکسته یا خریداربашد وبطور کلی عین هرمال متعلق به دیگری که درنزد تاجرورشکسته موجود باشد قابل استرداد است.
ماده 532
ماده 532_ اگرمال التجاره که برای تاجرورشکسته حمل شده قبل ازوصول ازروی صورت حساب یا بارنامه که دارای امضاءرسال کننده است به فروش رسیده وفروش صوری نباشد دعوی استرداد پذیرفته نمی شود والاموافق ماده 529_ قابل استرداد است واسترداد کننده باید وجوهی را که بطورعلی الحساب گرفته یا مساعد تا ازبابت کرایه حمل وحق کمیسیون وبیمه وغیره تادیه شده یا ازاین بابت ها باید تادیه بشود به طلبکارها پیردازند.
ماده 533
ماده 533_ هرگاه کسی مال التجاره به تاجرورشکسته فروخته ولیکن هنوزآن جنس نه بخود تاجرورشکسته تسلیم شده ونه به کسی دیگرکه به حساب اوبیاورد آن کس می تواند به اندازه که وجه آن را نگرفته ازتسلیم مال التجاره امتناع کند.
ماده 534
ماده 534_ درمورد دو ماده قبل مدیرتصفیه می تواند با اجازه عضوناظرتسلیم مال التجاره را تقاضا نماید ولی باید قیمتی را که بین فروشنده وتاجرورشکسته مقررشده است پیردازد.
ماده 535
ماده 535_ مدیرتصفیه می تواند با تصویب عضوناظرتقاضای استرداد را قبول نماید ودرصورت اختلاف محکمه پس ازاستمع عقیده ناظرحکم مقتضی را میدهد.
فصل یازدهم
درطرق شکایت ازاحکام صادره راجع به ورشکستگی
ماده 536
ماده 536_ حکم اعلان ورشکستگی وهمچنین حکمی که بموجب آن تاریخ توقف تاجردرزمانی قبل ازاعلان ورشکستگی تشخیص شود قابل اعتراض است.
ماده 537
ماده 537_ اعتراض باید ازطرف تاجرورشکسته درظرف ده روزازطرف اشخاص ذینفع که درایران مقیمند درظرف یکماه وازطرف آنهائی که درخارجه اقامت دارند درظرف دوماه بعمل آید ابتدای مدتهای مزبورازتاریخی است که احکام مذکوره اعلان می شود.
ماده 538
ماده 538_ پس ازانتقضاءمهلتی که برای تشخیص وتصدیق مطالبات طلبکارها راجع به تعین تاریخ توقف به غیرآن تاریخی که بموجب حکم ورشکستگی یا حکم دیگری که دراین باب صادرشده قبول نخواهد شد،همین که مهلت های مزبورمنقضی شد تاریخ توقف نسبت به طلبکارها قطعی وغیرقابل تغییرخواهد بود.
ماده 539
ماده 539_ مهلت استیناف ازحکم ورشکستگی ده روزازتاریخ ابلاغ است به این مدت برای کسانی که محل اقامت آنها ازمقرمحکمه بیش ازشش فرسخ فاصله دارد ازقرارهرشش فرسخ یک روزاضافه می شود.
ماده 540
ماده 540_ قرارهایی ذیل قبل اعتراض واستیناف تمیزنیست.
1 - قرارهای راجعه به تعیین یا تغییرعضوناظریا مدیرتصفیه.
2 - قرارهای راجعه به تقاضای اعانه به جهت تاجرورشکسته یاخانواده او.
3 - قرارهای فروض اسباب یا مال التجاره که متعلق به ورشکسته است.
4 - قرارهایی که قرارداد ارفاقی را موقتا موقوف یا قبول موقتی مطالبات منزعع فیه را مقررمی دارد.
5 - قرارهای صادره درخصوص شکایت ازاامری که عضوناظدرحدود صلاحیت خود صادرکرده است.
باب دوازدهم
درورشکستگی به تقصیر وورشکستگی به تقلب
فصل اول
درورشکستگی به تقصیر
3 - اگر به قصد تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی بالاتریا فروشی نازلترازمظنه روز کرده باشد یا اگر به همان
قصد وسائلی که دورازصرفه است بکاربرده تا تحصیل وجهی نماید اعم از اینکه ازراه استقراض یا صدور برات یا
بطریق دیگرباشد.
4 - اگر به قصد تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی بالاتریا فروشی نازلترازمظنه روز کرده باشد یا اگر به همان
قصد وسائلی که دورازصرفه است بکاربرده تا تحصیل وجهی نماید اعم از اینکه ازراه استقراض یا صدور برات یا
بطریق دیگرباشد.
5 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
1 - اگر به قصد تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی بالاتریا فروشی نازلترازمظنه روز کرده باشد یا اگر به همان
قصد وسائلی که دورازصرفه است بکاربرده تا تحصیل وجهی نماید اعم از اینکه ازراه استقراض یا صدور برات یا
بطریق دیگرباشد.
6 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
2 - اگر به قصد تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی بالاتریا فروشی نازلترازمظنه روز کرده باشد یا اگر به همان
قصد وسائلی که دورازصرفه است بکاربرده تا تحصیل وجهی نماید اعم از اینکه ازراه استقراض یا صدور برات یا
بطریق دیگرباشد.
7 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
3 - اگر به قصد تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی بالاتریا فروشی نازلترازمظنه روز کرده باشد یا اگر به همان
قصد وسائلی که دورازصرفه است بکاربرده تا تحصیل وجهی نماید اعم از اینکه ازراه استقراض یا صدور برات یا
بطریق دیگرباشد.
8 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
9 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
10 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
11 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
12 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
13 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
14 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
15 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
16 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
17 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
18 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
19 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
20 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
21 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
22 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
23 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
24 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
25 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
26 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
27 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
28 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
29 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
30 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
31 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
32 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
33 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
34 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
35 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
36 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
37 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
38 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
39 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
40 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
41 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
42 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
43 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
44 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
45 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
46 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
47 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
48 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
49 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
50 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
51 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
52 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
53 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
54 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
55 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
56 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
57 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
58 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
59 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
60 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
61 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
62 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
63 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
64 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
65 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
66 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
67 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
68 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
69 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
70 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
71 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
72 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
73 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
74 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
75 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
76 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
77 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
78 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
79 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
80 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
81 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
82 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
83 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
84 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
85 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
86 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
87 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
88 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
89 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
90 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
91 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
92 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
93 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
94 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
95 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
96 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
97 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
98 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
99 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
100 - در موارد ذیل هر تاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقسیراعلان شود-
101 - در موارد ذیل هر تاجرورش
2 - اشخاصی که به قصد تقلب به اسم خود یا به اسم دیگری طلب غیرواقعی را قلمداد کرده و مطابق ماده 467 التزام داده باشنند.
ماده 552
ماده 552 - اشخاصی که به اسم دیگری یا به اسم موهوم تجارت نموده واعمال مندرجه در ماده 549 را مرتکب شده اند به مجازاتی که برای ورشکسته به تقلب مقرارست محکوم می باشن.
ماده 553
ماده 553 - آگراقوم شخص ورشکسته بدون شرکت مشارالیه اموال اورا ازمان ببرند یا مخفی نمایند یا پیش خود نگاه دارند به مجازاتی که برای سرقت معین است محکوم خواهد شد.
ماده 554
ماده 554 - درموارد معینه درمواد قبل محکمه که رسیدگی می کند باید درخصوص مسائل ذیل وولاینکه متهم تبرئه شده باشد حکم بدهد
1 - راجع به درکلیه اموال وحقوقی که موضوع جرم بوده است به هیئت طلبکارها،این حکم را محکمه درصورتی که مدعی خصوصی هم نباشد باید صادرکند.
2 - راجع به ضرروخساراتی که ادعا شده است.
ماده 555
ماده 555 - آگرمدیتصفیه درحین تصدی به امورتاجرورشکسته وجهی را حیف ومیل کرده باشد به مجازات خیانت درامانت محکوم خواهد شد.
ماده 556
ماده 556 - هرگاه مدیتصفیه اعم ازاین که طلبکارباشد یا نباشد درمذاکرات راجعه به ورشکستگی با شخص ورشکسته یا با دیگری تبانی نماید یا قرارداد خصوصی منعقد کند که آن تبانی یا قرارداد بنفع مرتکب وبه ضررطلبکارها یا بعضی ازآنها باشد درمحکمه جنحه به حبس تادیبی ازشش ماه تا دوسال محکوم می شود.
ماده 557
ماده 557 - کلیه قرارهائی که پس ازتاریخ توقف تاجرمنعقد شده باشد نسبت به هرکس حتی خود تاجرورشکسته محکوم به بطلان است.طرف قرارداد مجبراست که وجوه یا اموالی را که بموجب قرارداد باطل شده دریافت کرده است به اشخاص ذیحق مسترد دارد.
ماده 558
ماده 558 - هرحکم محکومیتی که بموجب این فصل یا به موجب فصول سابق صادرشد باید به خرج محکوم علیه اعلان گردد.
فصل چهارم
درداداره کردن امول تاجرورشکسته درصورت ورشکستگی به تقصیریا به تقلب
ماده 559
ماده 559 - درتمام مواردی که کسی باوسطه ورشکستگی به تقصیریا به تقلب تعقیب ومحکوم می شود رسیدگی به کلیه دعاوی حقوقی به غیرازآنچه در ماده 554 مذکوراست ازصلاحیت محکمه جزا خارج خواهد بود.
ماده 560
ماده 560 - مدیتصفیه مکلف است درصورت تقاضای مدعی العموم بدایت کلیه اسناد ونوشتاجات واوراق واطلاعات لازمه ورا به اوبدهد.
باب سیزدهم
دراعاده اعتبار
ماده 561
ماده 561 - هرتاجرورشکسته که کلیه دیون خود را با متفرعات ومخارجی که به آن تعلق گرفته است کاملا پردازد حقا اعاده اعتبارمی نماید.
ماده 562
ماده 562 - طلبکارها نمی توانند ازجهت تخیری که دردادءطلب آنها شده است برای بیش ازبنج سال مطالبات متفرعات و خسارات نمایند ودرهرحال متفرعاتی که مطالبه می شود درسال نباید بیش ازصدی هفت طلب شد.
ماده 563
ماده 563 - برای آنکه شریک ضامن یک شرکت ورشکسته که حکم ورشکستگی اونیزصادرشه بتواند حق اعاده اعتبارحاصل کند باید ثابت نماید که به ترتیب فوق تمام دیون شرکت را پرداخته است ولواینکه نسبت به شخص اوقرارداد ارفاقی مخصوصی وجود داشته باشد.
ماده 564
ماده 564 در صورتی که یک یا چند نفر از طلبکارها مفقود الاتریا غایب بوده یا این که از دیرافت وجه امتناع نمایند تاجر ورشکسته باید وجه را به آنها مدیون است به اطلاع مدعی العموم در صندوق عدلیه بسپارد و همینگه تاجر معلوم کرد این وجه را سپرده است برای الذمه محصول است.
ماده 565
ماده 565 تاجر ورشکسته در دومورد ذیل پس از ثبات صحت عمل در مدت پنج سال از تاریخ اعلان ورشکستگی می توانند اعتبار خود را اعاده نمایند
1 - تاجر ورشکسته که تحصیل قرارداد ارفاقی نموده و تمام وجه را به موجب قرارداد بعهد گرفته است پرداخته باشد، این ترتیب در مورد شریک شرکت ورشکسته که شخصا تحصیل قرارداد ارفاقی جدایانه نموده است.
2 - تاجر ورشکسته که کلیه طلبکاران ذمه اورا بر گردیده یا به اعاده اعتبار او رضایین داده اند.
ماده 566
ماده 566 عرض حال اعاده اعتبار باید به انضمام استناد مثبته آن به مدعی العموم حوزه ابتدائی داده شود که اعلان ورشکستگی در آن حوزه واقع شده است.
ماده 567
ماده 567 سواد این عرض حال در مدت یکماه دراطاق جلسه محکمه ابتدائی و همچنین در داره مدعی العموم بدایه الصاق واعلان می شود بعلاوه دفتردار محکمه باید عرض حال مزبور را به کلیه طلبکارها تای که مطالبات آنها در حین تصفیه عمل تاجر ورشکسته یا بعد ازآن تصدق شده و هنوزطلب خود را برطاق مواد 561 و 562 کامل دریافت نکرده اند به وسیله مکتوب سفارشی اعلام دارد.
ماده 568
ماده 568 هر طلبکاری که مطابق مقررات مواد 561 و 562 طلب خود را کامل دریافت نکرده می تواند در مدت یکماه از تاریخ اعلام مذکور در ماده قبل به عرض حال اعاده اعتبار اعتراض کند.
ماده 569
ماده 569 اعتراض به وسیله اظهارنامه که به ضمیمه استناد مثبته به دفتر محکمه بدلیت داده می شود بعمل می آید. طلبکار معترض می تواند عرض حال در حین رسیدگی به دعوی اعاده اعتبار بطور شخص ثالث ورود کند.
ماده 570
ماده 570 پس از انقضای موعد نتیجه تحقیقاتی که به توسع مدعی العموم بعمل آمد است به انضمام عرایض اعتراض به رئیس محکمه داده می شود رئیس مزبور در صورت لزوم مدعی ومعترضین را به جلسه خصوصی محکمه احضار می کند.
ماده 571
ماده 571 در مورد ماده 561 محکمه فقط صحت مدارک را سنجدیده در صورت موافقت آنها با قانون حکم اعاده اعتبار می دهد و در مورد ماده 565 محکمه اوضاع واحوال را سنجدیده بطوری که مقتضی عدل و انصاف بداند حکم می دهد و در صورت حکم باید در جلسه علنی صادر گردد.
ماده 572
ماده 572 مدعی اعاده اعتبار و همچنین مدعی عمومی طلبکارهای معترض می توانند در ظرف ده روز از تاریخ اعلام حکم به وسیله مکتوب سفارشی از محکمه که در خصوص اعاده اعتبار صادر شده استیناف بخواهد، محکمه استیناف پس از رسیدگی بر حسب مقررات ماده 571 حکم صادر می کند.
ماده 573
ماده 573 اگر عرض حال اعاده اعتبار ردد بشود تجدید ممکن نیست مگر پس انقضای شش ماه.
ماده 574
ماده 574 اگر عرض حال قبول شود حکم که صادر می گردد در دفتر مخصصی که در محکمه بدلیت محل اقامات تاجرب رای اینکار مقرر است ثبت خواهد شد اگر محل اقامت تاجر در حوزه محکمه که حکم می دهد نباشد درستون ملاحظات دفتر ثبت اسم ورشکستگان که در دائره ثبت اسناد محل موجود است مقابل اسم تاجرو شکسته با مرکب قرمز به حکم مزبور شاره می شود.
ماده 575
ماده 575 ورشکسته به تقلب و همچنین اشخاصی که برای سرقت یا کلاهبرداری یا خیانت درامانت محکوم شده اند مادامی که از جنبه جزائی اعاده حیثیت نکرده اند نمی توانند از جنبه تجارتی اعاده اعتبار کنند.
باب چهاردهم
اسم تجاری
ماده 576
ماده 576_ ثبت اسم تجاری اختیاری است مگر درمورادی که وزارت عدلیه ثبت آن را الزامی کند.
ماده 577
ماده 577_ صاحب تجارت خانه که شریک درتجارتخانه ندارد نمی تواند اسم برای تجارتخانه خود انتخاب کند
ماده 578
ماده 578_ اسم تجاری ثبت شده را هیچ شخص دیگری درهمان محل نمی تواند اسم تجاری خود قراردهد ولواینکه اسم تجاری ثبت شده با اسم خاتوادگی اویکی باشد.
ماده 579
ماده 579_ اسم تجاری قبل انقال است.
ماده 580
ماده 580_ مدت اعتبارثبت اسم تجاری پنجسال است.
ماده 581
ماده 581_ درمورادی که ثبت اسم تجاری الزامی شده ودرموعد مقررثبت بعمل نیاید اداره ثبت اقدام به ثبت کرده وسه برابرحق الثبت ما خود خواهد داشت.
ماده 582
ماده 582_ وزارت عدلیه بموجب نظامنامه ترتیب اسم تجاری واعلان آن واصول محکمات دردعاوی مربوط به اسم تجارتی را معین خواهد کرد.
باب پانزدهم – شخصیت حقوقی
فصل اول اشخاص حقوقی
ماده 583
ماده 583_ کلیه شرکتهای تجارتی مذکور دراین قانون شخصیت حقوقی دارند.
ماده 584
ماده 584_ تشکیلات وموسستانی که برای مقاصد غیرتجارتی تاسیس یا بسوند ازتاریخ ثبت دردفترثبت مخصوصی
ماده 585
ماده 585_ شرایط ثبت موسسات وتشکیلات مذکوردر ماده فوق به موجب نظامنامه وزارت عدلیه معین خواهد شد.حق الثبت موسسات وتشکیلات مطابق نظامنامه ازینج ریال طلا تا پنج پهلوی وبعلاوه مشمول ماده 135 قانون ثبت اسناد املاک است.
ماده 586
ماده 586_ موسسات وتشکیالتی را که مقاصد آنها مخالف با انظمامات عمومی یا نامشروع است نمی توان ثبت کرد.
ماده 587
ماده 587_ موسسات وتشکیلات دولتی وبلدی به محض ایجاد وبدون احتیاج به ثبت دارای شخصیت حقوقی می شوند.
فصل دوم
حقوق ووظایف واقامتگاه وتابعیت شخص حقوقی
ماده 588
ماده 588_ شخص حقوقی می تواند دارای کلیه حقوق وتکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است مگرحقوق ووظایفی که بالطبیعه فقط انسان ممکن است دارای آن باشد مانند حقوق ووظایف ابوت نبوت وامثال ذلک.
ماده 589
ماده 589_ تصمیمات شخص حقوقی به وسیله مقامتی که بموجب قانون یا اساسنامه صلاحیت اتخاذ تصمیم دارندگرفته می شود.
ماده 590
ماده 590_ اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوقی درآنجا است.
ماده 591
ماده 591_ اشخاص حقوقی تابعیت مملکتی را دارند که اقامتگاه آنها درآن مملکت است.
مقررات نهائی
ماده 592
ماده 592 در مورد معاملاتی که سابقاً تجاریا شرکتها و موسسات تجاری به اعتبار بیش از یک امضاء کرده اند خواه بعضی از امضاء کنندگان بعنوان ضامن امضاء کرده باشند خواه بعنوان دیگر طلبکارمی تواند به امضاء کنندگان مجتمعا یا منفرد ارجاع نمایند.
ماده 593
ماده 593 در مورد ماده فوق مطالبه از هریک از شخصی که طلبکار حق رجوع به آنها دارد قاطع مرور زمان نسبت به دیگران نیزه است.
ماده 594
ماده 594 به استثنای شرکتهای سهامی و شرکتهای مختلط سهامی به کلیه شرکتهای ایرانی موجود که به امور تجاری اشتغال دارند تا اول تیرماه 1311 مهلت داده میشدگه خود را با مقررات یکی از شرکت های مذکور در این قانون وفق داده و تقاضای ثبت نمایند و لا نسبت به شرکت های مختلف مطابق ماده دوم قانون ثبت شرکتها مصوب خردماه 1310 رفتارخواهد شد.
ماده 595
ماده 595 هرگاه مدت مذکور در ماده فوق برای تهیه مقدمات ثبت کافی نباشد ممکن است تا شش ماه دیگرازطرف محکمه صلاحیت دارمهلت کافی اضافی داده شود مشروط براین که در موقع تقاضای تمدید نصف حق الثبت شرکت پرادخته شود.
ماده 596
ماده 596 تاریخ اجرای ماده 115 قانون در آن قسمتی که مربوط به جزای نقدی است و تاریخ اجرای ماده 201 وتبصره آن و قسمت اخیر ماده 220 اول فروردین 1312 خواهد بود.
ماده 597
ماده 597 شرکتهای مختلط سهامی موجود مکلف هستند که درظرف شش ماه از تاریخ اجرای این قانون هیئت نظاری مطابق مقررات این قانون تشکیل دهد و لا هرصاحب سهمی حق دارد انحال شرکت را تقاضا کند.
ماده 598
ماده 598 طلبکاران تاجرمتوقفی که قبل از تاریخ اجرای این قانون طلب خود را مطالبه کرده اند مشمول مقررات ماده 473 نبوده واز حقی که بموجب قانون سابق برای آنها مقرر بوده استفاده خواهد کرد.
ماده 599
ماده 599 نسبت به طلبکارانی که درامور شکستگی های سابق قبل از تاریخ اجرای این قانون طلب خود را مطالبه نکرده اندمدیر تصفیه هرور شکسته اعلانی منتشر کرده ویکماه به آنها مهلت خواهد دادکه مطابق ماده 462 این قانون رفتارکند و لا مشمول مقررات ماده 473 خواهد شد.
ماده 600
ماده 600 قوانین ذیل قانون تجارت مصوبه بیست و بنجم دلو 320 دوازدهم فروردین ودوازدهم خرداد 1304 قانون اصلاح ماده 206 قانون تجارت راجع به اعتراض عدم تادییه مصوب دوم تیرماه 701 قانون اجازه عدم رعایت ماده 270 قسمتی از ماده 34 قانون تجارت نسبت به تشکیلات واساسنامه شرکت سهامی بانک ملی وشرکت سهامی بانک پهلوی مصوب 30 تیرماه 701 از تاریخ مزبور به موقع اجرا گذاشته میشود.