← قانون مدنی + متن و اصلاحات
قوانین
فصل نوزدهم - در هبه
ماده 795
ماده 795 - هبه عقدی است که بموجب آن یکنفر مالی را مجاناً بکس دیگری تملیک میکند، تملیککننده واهب، طرف دیگر را مُتّهب، مالی را که مورد هبه است عین موهوبه میگویند.
ماده 796
ماده 796 - واهب باید برای معامله و تصرف در مال خود اهلیّت داشته باشد.
ماده 797
ماده 797 - واهب باید مالک مالی باشد که هبه میکند.
ماده 798
ماده 798 - هبه واقع نمیشود مگر با قبول و قبض مُتّهب اعم از اینکه مباشر قبض خود مُتّهب باشد یا وکیل او و قبض بدون اِذن واهب اثری ندارد.
ماده 799
ماده 799 - در هبه بصغیر یا مجنون یا سفیه قبض ولیّ معتبر است.
ماده 800
ماده 800 - در صورتیکه عین موهوبه در ید مُتّهب باشد محتاج بقبض نیست.
ماده 801
ماده 801 - هبه ممکن است معوض باشد و بنابراین واهب میتواند شرط کند که متهب مالی را باو هبه کند یا عمل مشروعی را مجاناً بجا آورد.
ماده 802
ماده 802 - اگر قبل از قبض واهب یا متهب فوت کند هبه باطل میشود.
ماده 803
ماده 803 - بعد از قبض نیز واهب میتواند بابقاء عین موهوبه از هبه رجوع کند مگر در موارد ذیل:
1) در صورتیکه مُتّهب پدر یا مادر یا اولاد واهب باشد.
2) در صورتیکه هبه معوض بوده و عِوَض هم داده شده باشد.
3) در صورتیکه عین موهوبه از ملکیت مُتّهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود خواه قهراً مثل اینکه عین موهوبه برهن داده شود.
4) در صورتیکه در عین موهوبه تغییری حاصل شود.
ماده 804
ماده 804 - در صورت رجوع واهب نِماآت عین موهوبه اگر متّصل باشد مال واهب و اگر منفصل باشد مال مُتّهب خواهد بود.
ماده 805
ماده 805 - بعد از فوت واهب یا مُتّهب رجوع ممکن نیست.
ماده 806
ماده 806 - هر گاه داین طلب خود را بمدیون ببخشد حق رجوع ندارد.
ماده 807
ماده 807 - اگر کسی مالی را بعنوان صدقه بدیگری بدهد حق رجوع ندارد.
قسمت سوم - در اخذ بشفعه
ماده 808
ماده 808 - هر گاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک حِصّه خود را بقصد بیع بشخص ثالثی منتقل کند شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده باو بدهد و حّصّه مَبیعه را تَمَلُّک کند.
این حق را حق شُفعه و صاحب آن را شفیع میگویند.
ماده 809
ماده 809 - هر گاه بنا و درخت بدون زمین فروخته شود حق شُفعه نخواهد بود.
ماده 810
ماده 810 - اگر ملک دو نفر در مَمَرّ یا مجرا مشترک باشد و یکی از آنها مِلک خود را با حق مَمَرّ یا مَجرا بفروشد دیگری حق شُفعه دارد اگر چه در خود مِلک مشاعاً شریک نباشد، ولی اگر مِلک را بدون مَمَرّ یا مَجرا بفروشد دیگری حق شُفعه ندارد.
ماده 811
ماده 811 - اگر حِصّه یکی از دو شریک وقف باشد مُتولّی یا موقوفعلیهم حق شُفعه ندارد.
ماده 812
ماده 812 - اگر مَبیع متعدد بوده و بعض آن قابل شُفعه و بعض دیگر قابل شُفعه نباشد حق شُفعه را میتوان نسبت به بعضی که قابل شُفعه است بقدر حِصّه آن بعض از ثَمَن اجرا نمود.
ماده 813
ماده 813 - در بیع فاسد حق شُفعه نیست.
ماده 814
ماده 814 - خیاری بودن بیع مانع از اخذ بشُفعه نیست.
ماده 815
ماده 815 - حق شُفعه را نمیتوان فقط نسبت بیک قسمت از مَبیع اجرا نمود صاحب حق مزبور یا باید از آن صرف نظر کند یا نسبت بتمام مَبیع اجرا نماید.
ماده 816
ماده 816 - اخذ بشُفعه هر معامله را که مشتری قبل از آن و بعد از عقد بیع نسبت بمورد شُفعه نموده باشد باطل مینماید.
ماده 817
ماده 817 - در مقابل شریکی که بحق شُفعه تَمَلُّک میکند مشتری ضامن دَرَک است نه بایع لیکن اگر در موقع اخذ بشُفعه مورد شُفعه هنوز بتصرف مشتری داده نشده باشد شفیع حق رجوع بمشتری نخواهد داشت.
ماده 818
ماده 818 - مشتری نسبت بعیب و خرابی و تلفی که قبل از اخذ بشُفعه در ید او حادث شده باشد ضامن نیست و همچنین است بعد از اخذ بشُفعه و مطالبه در صورتی که تَعَدّی یا تفریط نکرده باشد.
ماده 819
ماده 819 - نماآتی که قبل از اخذ بشُفعه در مَبیع حاصل میشود در صورتیکه منفصل باشد مال مشتری و در صورتی که متّصل باشد مال شفیع است، ولی مشتری میتواند بنائی را که کرده یا درختی را که کاشته قَلع کند.
ماده 820
ماده 820 - هر گاه معلوم شود که مَبیع حینالبیع معیوب بوده و مشتری اَرش گرفته است شفیع در موقع اخذ بشُفعه مقدار اَرش را از ثَمَن کسر میگذارد.
حقوق مشتری در مقابل بایع راجع بدَرَک مَبیع همان است که در ضمن عقد بیع مذکور شده است.
ماده 821
ماده 821 - حق شُفعه فوری است.
ماده 822
ماده 822 - حق شُفعه قابل اِسقاط است و اِسقاط آن بهر چیزی که دلالت بر صرف نظر کردن از حق مزبور نماید واقع میشود.
ماده 823
ماده 823 - حق شُفعه بعد از موت شفیع به وارث یا وُرّاث او منتقل میشود.
ماده 824
ماده 824 - هر گاه یک یا چند نفر از وُرّاث حق خود را اِسقاط کند باقی وُرّاث نمیتوانند آن را فقط نسبت بسهم خود اجرا نمایند و باید یا از آن صرف نظر کنند یا نسبت بتمام مَبیع اجرا نمایند.
قسمت چهارم - در وصایا و ارث